مقاله پژوهشی
1. تفسیر از آن خویش کنندۀ اخلاق نیکوماخوس به مثابۀ راهبر پدیدارشناسی هرمنوتیک هایدگر جوان

سید جمال سامع؛ محمد جواد صافیان

دوره 15، شماره 57 ، بهار 1398، صفحه 7-31

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2019.30251.1523

چکیده
  ارسطو از فلاسفه تأثیرگذار بر روی تفکر هایدگر جوان است. هدف مقاله حاضر روشن کردن بخشی از این تأثیرگذاری است. هایدگر در خلال سال‌های ۱۹۲۲-1926 عمیقا به فلسفه ارسطو می‌اندیشد. اخلاق نیکوماخوس اثری از ارسطو است که بیش از سایر آثار، مورد توجه هایدگر قرار گرفته است. برای درک مواجهه هایدگر در این سالها با تفکر ارسطو بر روی سه اثر مهم این دوره ...  بیشتر

مقاله پژوهشی
2. دیویدسن، هابرماس، و ایدۀ اینترسوبژکتیویته

محمدرضا اسمخانی

دوره 15، شماره 57 ، بهار 1398، صفحه 33-60

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2019.34459.1601

چکیده
  در این مقاله، ابتدا می‌کوشم توصیفِ مختصری از مسئلۀ کانونیِ فلسفۀ مدرن؛ یعنی نسبت سوژه-اُبژه و راه‌حل‌های ممکن برای آن ارائه دهم. سپس می‌کوشم با رهیافتِ مقایسه‌ای به توضیحِ نقاطِ مشترکِ راه‌حلِ دو فیلسوفِ معاصر، یعنی دیویدسن و هابرماس، به این مسئله بپردازم. این راه‌حل که بر ایدۀ اینترسوبژکتیویته تکیه دارد در این حکم خلاصه می‌شود ...  بیشتر

مقاله پژوهشی
3. بررسی دیدگاه ابن‌سینا دربارۀ حیث التفاتی به گذشته و آینده

مهدی اسدی

دوره 15، شماره 57 ، بهار 1398، صفحه 61-90

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2019.38576.1662

چکیده
  در این نوشتار به بررسی دیدگاه ابن‌سینا دربارۀ دشوارۀ حیث التفاتی و صدق خبر در مورد گذشته و آینده می-پردازیم، که در آن‌ متعلَّق معرفت وجود ندارد. نشان خواهیم داد که پیوند شدیدی بین حیث التفاتی مشهور علم و صدق خبر وجود دارد و ما می‌توانیم در مشخص کردن دیدگاه‌ ابن‌سینا از هر دو بحث یاری جوییم. سپس به تعارضی در حیث التفاتی نزد ابن‌سینا ...  بیشتر

مقاله پژوهشی
4. نسبت‌سنجی اندیشة متقدم و متأخر ویتگنشتاین با طرح معرفت‌شناختی سوبژکتیویسم

امیر صمصامی؛ جهانگیر مسعودی

دوره 15، شماره 57 ، بهار 1398، صفحه 91-116

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2019.30298.1525

چکیده
  سوبژکتیویسم به مثابۀ یک طرح معرفت‌شناختی، از مؤلفات بنیادین تفکر مدرن شناخته می‌شود. این طرح با کوژیتوی دکارتی و تلقی انسان به عنوان «جوهر اندیشنده» پایه‌گذاری شد و با فلسفة استعلایی کانت و اعطای نقش خودبنیادی به بشر در عمل شناخت اهمیتی بی‌مانند در معارف بشری دوران جدید یافت. اما با آغاز قرن بیستم و تغییرات پارادایمیکی که ...  بیشتر

مقاله پژوهشی
5. عقل منفی و ضد عقل: عقل‌گرایی انتقادی پوپر و ساختارزدایی دریدا

مهدی خبازی کناری

دوره 15، شماره 57 ، بهار 1398، صفحه 117-140

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2019.21396.1363

چکیده
  به لحاظ معرفت شناسی، پوپر متعلق به نحلۀ عقل‌گرایی انتقادی و دریدا به رویکرد ساختارزدایی است. هر دوی این جریان‌ها بر آن هستند که هر گونه بنیادگرایی فلسفی، اجتماعی، سیاسی، زبانی... را به پرسش بگیرند. آن‌ها می‌خواهند بر فراز دوگانه رئالیسم و ایده آلیسم بایستند، اما در این مسیر هر کدام تعریف مختص خود را از ماهیت عقل و قلمرو آن ارائه می‌دهند. ...  بیشتر

مقاله پژوهشی
6. بررسی تطبیقی مفهوم کمال اول و ثانی نزد ارسطو و ابن سینا

حسن عباسی حسین آبادی

دوره 15، شماره 57 ، بهار 1398، صفحه 141-164

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2019.24654.1421

چکیده
  بحث کمال در اندیشه ارسطو و ابن سینا جایگاه‌های متفاوتی دارد. هم ارسطو و هم ابن سینا کمال را به کمال اول و کمال ثانی تقسیم کرده‌اند. ایندو چه تفاوتی باهم دارند و هریک این مفاهیم را به چه معانی بکار برده‌اند و حوزۀ استفاده از آن‌ها کجاست؟ آیا ابن سینا از ارسطو متأثر شده یا از او فراتر رفته است؟ ارسطو برای بحث از کمال از دو واژه «انرگیا ...  بیشتر

مقاله پژوهشی
7. منفیت و نقدِ سنّت با تکیه ‌بر سنّت عرفانی

منیره طلیعه بخش؛ غلامحسین غلامحسین زاده؛ علیرضا نیکویی؛ مهدی معین زاده

دوره 15، شماره 57 ، بهار 1398، صفحه 165-194

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2019.31992.1558

چکیده
  نحوه‌ای که امروزه از سنت پرسش می‌شود و در آن اندیشه می‌رود، بی‌بنیاد (groundless) است. بی‌بنیادی شاخصۀ دوگانۀ سنت یا تجدد است. در حالی که بنیاد اصیل، به‌واسطۀ تجربۀ دقیقۀ «نفی» بنیادی مغاکی/ عدمی است. رویکردهای بی‌بنیادی چون «هرمنوتیک رمانتیک، تاریخ‌گری، بنیادگرایی و سنت‌گرایی» سنت را امری سپری‌شده فهم می‌کند در حالی ...  بیشتر

مقاله پژوهشی
8. روش نقدی ویتگنشتاین متأخر

احمد شرفشاهی؛ علی اکبر احمدی افرمجانی

دوره 15، شماره 57 ، بهار 1398، صفحه 195-222

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2019.39500.1680

چکیده
  ویتگنشتاین در دورۀ متأخر فلسفۀ خود همچون دورۀ متقدم بر نقدی بودن روش و فعالیتِ فلسفی تأکید می‌کند، اگر چه آن را در دورۀ متأخر بسط می‌دهد. او در فقراتی از کتابِ پژوهش‌های فلسفی از این روش با عنوانِ درمانگرایانه بودن نیز یاد می‌کند که در فرآیندِ آن فیلسوف به آن چه موجباتِ مغالطی اندیشیدن و خلطِ مقولاتی را فراهم کرده است، پی می‌برد. ...  بیشتر