دوره و شماره: دوره 11، شماره 44، زمستان 1394، صفحه 1-125 
مقاله پژوهشی

کلیات نزد لاک و بارکلی

صفحه 7-22

https://doi.org/10.22054/wph.2016.6728

سید محمد حکاک، زهرا اسماعیلی

چکیده کلیات در طول تاریخ فلسفه یکی از مهم­ترین و بحث‌برانگیزترین مسایل بوده است. برخی تا اندازه‌ای به آن اهمیت داده‌ و که آن را وجه تمایز انسان از حیوان دانسته‌ اند و برخی دیگر آن را در حد یک نام تنزل داده‌اند. اهمیت این موضوع در ادوار مختلف تاریخ فلسفه متفاوت بوده، اما در دورۀ قرون وسطی بسیار بیش از سایر دوره‌ها به این موضوع اهمیت داده می شده است. لاک و پس از او، بارکلی که هر دو میراث‌دار فلسفۀ قرون وسطی نیز بودند، ناگزیر به این موضوع پرداخته‌ و نظریات بدیعی را در این باب ارائه کرده اند. این مقاله به بحث دربارۀ نظریات این دو فیلسوف اختصاص دارد. در ابتدا نظریۀ لاک و مشکلات آن و سپس آن نظریۀ بارکلی و نقاط قوت و ضعف آن بیان می‌شود و در ادامه، یک طریق میانه برای توصیف کلیات ارائه خواهد شد که جامع نظر هر دو فیلسوف و دربرگیرندۀ نقاط قوت هر دو خواهد بود.

مقاله پژوهشی

زبان در اندیشه هیدگر

صفحه 23-40

https://doi.org/10.22054/wph.2016.6729

روح اله رجبی، رضا سلیمان حشمت

چکیده فهم منطق، امکان منطق‌های جدید و همچنین فهم بنیادهای متافیزیک از لوازم فهم حقیقت زبان است. زبان همیشه به‌منزلة نظام نشانه‌ها و برای انتقال مفاهیم مورد تعریف قرار گرفته است. هیدگر یکی از متفکرانی است که نظری ویژه در این عرصه ارائه داده است. او در «وجود و زمان»، گفتار را یکی از اوصاف اگزیستانسیل دازاین می‌داند و معتقد است در گفتار، پیشاپیش، فهمِ در عالم بودن آشکار گشته است. هیدگر متاخر مسئلة زبان را به صورتی بنیادی‌تر مورد توجه قرار می‌دهد و معتقد است که زبان خانه وجود است و وجود خود را در زبان آشکار می‌کند. دازاین، مستغرق در گفتِ وجود است و وجود، خود را در گفتار دازاین می‌پوشاند. دازاین با ترس‌آگاهی می‌تواند به حقیقت زبان تقرب پیدا کند. گفتِ وجود، بنیاد زبان اصیل متفکران و هنرمندان بزرگ است که بنیاد تاریخ یک قوم را رقم می‌زند.

مقاله پژوهشی

انسان در جهان یا جهان در انسان«جستاری در خصوص رابطه انسان با جهان از نگاه صدرالمتألهین»

صفحه 41-60

https://doi.org/10.22054/wph.2016.6730

فاطمه سلیمانی

چکیده فیلسوفان اسلامی در خصوص رابطۀ انسان با جهان بر این باورند که انسان، عالم صغیر است و جهان، انسان کبیر.در این نگاه انسان عصاره و چکیدۀ جهان محسوب
می­شودوجامعیت او به واسطۀ روح الهی و ملکوتی است که در او دمیده شده است.از بین فلاسفه ملاصدرا معتقد است که هنگامی که بدن انسان با حرکت جوهری به مرحلۀ «تسویه»رسید،استعداد و قابلیت لازم را جهت دریافت این نفخۀ الهی می­یابد و آن گاه روح الهی با تمامی اسماء و صفاتش، درحدّ استعداد و قوه، در ترکیب بدن انسان جلوه
می­کند. بدین ترتیب، انسان به­عنوان خلیفۀ الهی، می تواند تمام حقایق کلی و جزیی عالم و خواص و اسماء آن­ها را بشناسد و بنا بر اتحاد عالم و معلوم، جهانی عقلانی شبیه جهان خارجی گردد.

بر این اساس، مسألۀ اصلی در این تحقیق این است که آیا انسان در جهان است و موجودی از موجودات جهان محسوب می­شود یا جهان در انسان؟ چگونه جهان با تمام عظمت خود در انسان واقع می­شود؟ انسان با چه ویژگی می­تواند جهانی عقلانی گردد؟ 

مقاله پژوهشی

زبان و معرفت در کراتولوسِ افلاطون

صفحه 61-78

https://doi.org/10.22054/wph.2016.6731

ایمان شفیع بیک

چکیده این مقاله کوششی است در تبیین دیدگاه افلاطون دربارة معرفت‌بخشیِ زبان در محاورة کراتولوس. افلاطون در این محاوره دو رویکردِ قراردادگرایی (مبنی بر این‌که تنها قرارداد است که درستیِ هر واژه را تعیین می‌کند) و طبیعت‌گرایی (یا ذات‌گرایی، مبنی بر این‌که هر واژه از طبیعت یا ذات مدلول خود حکایت دارد) را دربارة درستیِ واژگان بررسی و سپس رد می‌کند. همچنین، او به ریشه‌شناسیِ شماری از واژگان یونانی رو می‌آورد و گویی از این کار مرادی جز این ندارد که ثابت کند نباید در پیِ معرفتِ راستین، به پژوهش دربارة واژگان توسل جست. او در پایان محاوره به این نتیجه می‌‌رسد که باید به روشی مستقل از واژگان در جست‌وجوی معرفت بود. این نتیجه‌گیریِ سلبی، به‌ویژه به سبب اختصار آن در مقایسه با حجم محاوره، به تفسیرهای گوناگونی از دیدگاه افلاطون در پرتو دیگر آثار او دامن زده است. دستاورد این مقاله این است که افلاطون در کراتولوس هرگونه روش متکی بر زبان را در کسب حقیقت محض ناکارآمد می‌یابد. 

مقاله پژوهشی

رویکرد فلسفی شهید مطهری به پرسش از رابطۀ عقل و دین

صفحه 79-94

https://doi.org/10.22054/wph.2016.6732

مهدی بهنیافر، حمیده مختاری

چکیده رویکرد فلسفی شهید مطهری به پرسش از رابطۀ عقل و دین نسبت عقل و دین
از اساسی‌ترین مسائل حوزه معرفت دینی و فلسفی است که از دیرباز ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته، دیدگاه‌های متفاوتی را هم دامن زده است. در این
مقاله نگارندگان درصددند ضمن تحلیل رویکرد شهیدمطهری به مسئلۀ اصول بنیادین دین اسلام، امکان نشاندن آن‌ها در جایگاه اصول موضوعۀ منظومۀ معرفتی دین و
لذا خوانشی اصل‌موضوعی از دین را بررسی کنند. سپس این فرضیه بررسی خواهد شد که نگاه مرحوم مطهری به اصول‌دین به مثابه مدخلی عقلی بر دیگر اجزاء منظومۀ دین، جایگاه عقلی ویژه‌ای برای اصول‌دین ترسیم می‌کندکه به‌نوبۀ خود واجد ارزش فلسفی است. دستاورد این امر هم تعیین تکلیف صریح پرسش از رابطۀ عقل و دین از دیدگاه وی به‌عنوان پرسش غایی این پژوهش است. لذا ضمن این بررسی نشان داده‌ایم
که وجه فلسفی این پرسش در افق فلسفۀ دین، افزون بر وجوه درون‌دینی آن، در اندیشۀ شهیدمطهری، بروزی مستقل و فلسفی دارد و اتفاقاً این وجه فلسفی هم گاهی مغفول واقع می‌شود. در انتها هم با اتکا‌ بر مقدمات فوق، تنها پاسخ قابل ‌استخراج
و سازگار با دیدگاه ایشان به‌عنوان پاسخی صریح در برابر پرسش از رابطۀ عقل و دین طرح و تبیین خواهد شد؛ پاسخی که هم واجد ارزش شناختی در مسئلۀ عقل و دین است و هم تقریری خاص از رابطۀ عقل و ایمان را در منظومۀ اعتقادی دینداران رقم می‌زند.

مقاله پژوهشی

قوام «اصل1» اینهمانی در دورة پیشا سقراطی2

صفحه 95-107

https://doi.org/10.22054/wph.2016.6733

ناصر مومنی، محمد جواد صافیان

چکیده یکی از مهم ترین مسایل مورد توجه بشر «اصل» اینهمانی است. مراد از این
"اصل" چیست؛ چگونه آغاز گرفت؟ آیا اساساً بحث از آغاز چیزی- در اینجا
«اصل» اینهمانی- امکان پذیر است؛ آیا اصول، اموری هستند که به مرور زمان آشکار و یا کشف می شوند؟ متفکران اولیه یونان هر یک با معرفی عنصر اولیه، بطور ضمنی نگرش خود نسبت به مسائلی چون وحدت و کثرت و همانی و نه آنی را نشان دادند. ادراکی که در ابتدا بصورت ثبات و عدم تغیّر عنصر نخستین در طی زمان بود. در واقع این بی­تغیّری عنصر نخستین در طی زمان تعریف آنان از این همانی بود؛ امری که بیشتر بصورت وحدت آرخه ادراک می شد. تلاش آنان در تفسیر عالم بدون تمییز مفهوم منطقی «اصل» ، در نهایت به قوام«اصل اینهمانی» منجر گردید. اصل که علی رغم اهمیت انکار نشدنی آن، بستری گردید تا از خلال آن، وجود تنها به مثابه موجودات تلقی گردد.
تلاش می شود تا با بررسی سرآغازهای یونانی در یابیم آنچه را که تفکر یا فلسفه یونانی می نامند، چیست. این کار با بررسی چند تن از مهمترین فلاسفه پیش سقراطی انجام می شود. اما برای این کار مقدمه ای در باب نگرش و نحوه تفکر یونانی لازم است.