انسان‌شناسی استعلایی کانت

سمیه رفیقی؛ ذوالفقار همتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 28 تیر 1399

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2020.28113.1488

چکیده
   بی ­تردید مسأله انسان و شناخت ماهیت او از دغدغه­های اصلی کانت محسوب می­شود. این دغدغه، پیش از آن­که کانت نگارش فلسفه انتقادی خود را شروع کند، او را به تحقیق در موضوعات مرتبط با ماهیت انسان سوق داد و سرانجام باعث شد تا او انسان­شناسی را پاسخ­گوی سوالات اصلی فلسفه در نظر بگیرد.   کانت میان دو نوع پژوهش در باب ماهیت انسان ...  بیشتر

استدلال خاطره‌نویس ویتگنشتاین در نفی زبان خصوصی

عبدالرزاق حسامی فر

دوره 11، شماره 41 ، فروردین 1394، ، صفحه 49-68

چکیده
  یکی از نظریات مهم ویتگنشتاین متأخر، نفی زبان خصوصی است؛ زبانی که معنای واژگان‌اش را تنها کاربر آن زبان می‌داند. ویتگنشتاین در استدلال خاطره‌نویس برای اثبات امتناع زبان خصوصی می‌گوید که محال است شخص بتواند احساس خودش را با نشانه‌ای مثل «S» نامگذاری کند و آن را در دفتر خاطراتش یادداشت کند و بعد از آن بخواهد تکرار آن احساس را ...  بیشتر

جایگاه احساس و تخیل در نظام فکری دکارت

عزیزه زیرک باروقی؛ سید مصطفی شهر آیینی

دوره 10، شماره 40 ، دی 1393، ، صفحه 99-116

چکیده
  مبحث مربوط به احساس و تخیل در نظام فکری دکارت بسیار مهم است. او در «تأمل دوم» احساس و تخیل را به‌عنوان حالات آگاهی و بدون اینکه به متعلق خارجی مربوط شوند، ذیل حالات من اندیشنده طبقه‌بندی می‌کند. سپس در «تأمل ششم» برای اثبات من جسمانی از این دو قوه یاری می‌جوید و آن‌ها را به‌عنوان قوایی معرفی می‌کند که تحقق آن‌ها نیازمند ...  بیشتر

حس مشترک و نقش‌های ادراکی آن نزد ارسطو و ابن‌سینا

فاطمه صادق زاده قمصری

دوره 5، شماره 20 ، دی 1388، ، صفحه 33-51

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2010.5781

چکیده
  در میان قوای ادراکی نفس، حس مشترک وضعیت ویژه‌ای دارد. ارسطو بی‌آنکه از آن تصویری ارائه دهد، کارکرد‌هایی چون ادراک محسوسات مشترک و بالعرض و تشخیص وجوه تمایز میان اشیا و ادراک احساس را به آن نسبت می‌دهد. در حالی که ارسطو به صراحت تلقی از حس مشترک را به عنوان قوه‌ای در کنار حواس پنج‌گانه رد کرده است، ابن‌سینا و پیروان او آن را به عنوان ...  بیشتر

ادراک حسی افلاطون در نظام پارمنیدسی

ابراهیم موسوی

دوره 4، شماره 16 ، دی 1387، ، صفحه 9-26

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2009.5758

چکیده
  برای مدت‌ها رابطۀ ادراک حسی با معرفت از نظر افلاطون به نحوی بر اساس تفکر ارسطویی یا تفکر افلوطینی توجیه می‌شد، اما به‌تازگی آراء دیگری در این باره مطرح است که در آن دریافت اصلی خود افلاطون محل مداقه قرار می‌گیرد. این دیدگاه هنگامی جدی‌تر می‌شود که در مواردی همچون رسالۀ تئه‌تتوس (184 الف تا 187) ملاحظه می‌کنیم که افلاطون برخلاف نظر ...  بیشتر