رابطهی حق و تکلیف در نظام سیاسی از دیدگاه کانت
صفحه 7-21
https://doi.org/10.22054/wph.2005.6658
منوچهر صانعی
چکیده در فلسفه کانت حق و تکلیف از مفاهمی متضایفند، یعنی دیگران حقوقی بر ما دارند و ما باید حقوق آنها را ادا کنیم و ادای حقوق دیگران تکلیف ماست. ما نیز حقوقی بر دیگران داریم که آنها باید آن را ادا کنند. تکلیف عملی است که انسان ملزم به ادای آن است. الزام عبارت است از وابستگی ارادهی کسی که مطلقاً خیر نیست، به اصل استقلال یا خودبسندگی: در حالیکه تکلیف عبارت است از ضرورت برونذهنی (عینی) یک عمل. انسان دارای دو نوع کلیف است: تکالیف نسبت به خود و تکالیف نسبت به دیگران. حق عبارت است از مجموع شرایطی که به موجب آن، گزینش هر کس، طبق قانون کلی اختیار با گزینش افراد دیگر منطبق میشود. حق به دو بخش طبیعی و وضعی تقسیم میشود. حق طبیعی گاهی حق فطری یا حق خصوصی نامیده میشود و حق وضعی (موضوعه) گاهی حق اکتسابی یا عمومی نامیده میشود. مهمترین حقوق طبیعی حق مالکیت است. حقوق و تکالیف در فلسفهی کانت دو مفهوم متضایفاند. به این معنی انسانهای دیگر حقوقی بر گردن ما دارند ینی ما در روابط اجتماعی خود با دیگران باید حقوق دیگران را مراعات کنیم. اما این مراعات حقوق دیگران «تکلیف» ماست و همینطور ما حقوقی داریم که دیگران مکلفاند آن حقوق را مراعات کنند. پس حق و تکلیف در مقابل هم تحقق مییابند و چون انسان یک موجود اجتماعی است و حقوق و تکالیف در یک شبکهی اجتماعی در مقابل هم قرار میگیرند هیچ کدام بدون دیگری تحقق نمییابند و البته تکالیف انسان به دو بخش تقسیم میشود: تکالیف ما نسبت به ذات خود و تکالیف ما در قبال دیگران. مثلاً ما مکلف هستیم سلامت جسمانی خود را حفظ کنیم. این تکلیف نسبت به ذات خود ماست؛ اما وقتی مکلف هستیم حقوق دیگران را مراعات کنیم این تکلیف نسبت به دیگران است. اگر تکلیف را به اصطلاح کانت «تز» و حق را «آنتیتز» تلقی کنیم «سنتز» آنها مفهومی است که رابطهی حق و تکلیف را تنظیم میکند. پس این مبحث را میتوان در سه فصل مطالعه کرد. تکالیف انسان، حقوق انسان و نظام سیاسی.
تحلیل رویکرد کامپیوتری به فلسفهی علم
صفحه 23-38
https://doi.org/10.22054/wph.2005.6659
حمیدضا آیت اللهی، ارش موسوی
چکیده دو جریان عمده در فلسفهی علم قرن بیستم هر یک با ضعفهایی مواجه بودهاند. مدل منطقی علم فاقد باورپذیری روانشناختی و تاریخی است و مدل تاریخی علم فاقد دقت تحلیلی، فلسفهی کامپیوتری علم بر نهاد جوانی است که اینک، در ابتدای قرن بیست و یکم، میکوشد عناصری از هر دوی این رویکردها را در یک مدل کامپیوتری دقیق و باورپذیر از علم تلفیق کند. مقالهی حاضر ابتدا با تأکید بر آرای یکی از مهمترین پیشروان این مکتب، پاول تاگارد، به ارائهی نمایی کلی از رویکرد کامپیوتری به فلسفهی علم میپردازد، در این قسمت تلقی بنیادی این رویکرد از ماهیت ذهن، ماهیت فلسفه و روش آن و درهم تنیدگی وقیق این دیدگاه با علوم شناختی مورد بحث قرار گرفته و دستاوردهای مهم فلسفهی کامپیوتری علم در طی عمر کوتاهش معرفی شده است. مقاله سپس فهرستی از مشکلات پیشاروی تحقیقات کامپیوتری – فلسفی را ارائه کرده و به نقد و ارزیابی کاستیهای اساسی مدل کامپیوتری از علم میپردازد.
رد واجب الوجود در فلسفهی سارتر (یک بررسی انتقادی)
صفحه 39-48
https://doi.org/10.22054/wph.2005.6660
هدایت علوی تبار
چکیده سارتر وجود را کاملاً غیرضروری میداند و معتقد است که هیچ موجودی از هیچ ضرورتی برخوردار نیست. بنابراین خدا، که در تفکر دینی موجودی ضروری و واجب دانسته میشود، نمیتواند وجود داشته باشد. او دو استدلال در رد وجود خدا، بهعنوان واجب الوجود، مطرح میکند. در استدلال اول ضرورت علّی وجود خدا و در استدلال دوم ضرورت منطقی وجود او را رد میکند. در این مقاله به شرح این دو استدلال و نقد آنها پرداخته میشود.
Universalizability and Practical Identity
صفحه 7-17
https://doi.org/10.22054/wph.2005.6907
سوزان بابیت
چکیده
Kant on the Rationality of Moral Judgment
صفحه 18-30
https://doi.org/10.22054/wph.2005.6908
کوستاس کوکوزلیس
چکیده
Kant's Four Notions of Freedom
صفحه 31-48
https://doi.org/10.22054/wph.2005.6909
مارتین فرانسیسکو فریک
چکیده
Kant: Friend or Foe of the Believer? Plantinga and Other American Christian Responses to Kant's Epistemology
صفحه 49-65
https://doi.org/10.22054/wph.2005.6910
اندرو گوستافسون
چکیده
