دوره و شماره: دوره 2، شماره 8، زمستان 1385، صفحه 7-116 
مقاله پژوهشی

جایگاه «دا» (da) در «دازاین» (Dasein) کتاب «هستی و زمان» (Sein und Zeit) هیدگر

صفحه 11-30

https://doi.org/10.22054/wph.2007.6679

احمدعلی حیدری

چکیده از منظر هیدگر در پرسش از معنای هستی از راه مخاطب پرسش، نحوه خاص این موجود را در ربط با وجود درمی‌یابیم و به جانب آنچه که وجود نام دارد، ارتقاء‌می‌یابیم. ویژگی ربط مخاطب پرسش (دازاین) به‌وجود در دای دازاین به عبارت درآمده است. دا- زاین از آن جهت که مشتمل بر وجود است، سیری در آفاق وجودی و اشکال مختلف آن دارد و به سبب دا، فرصتی می‌یابد تا به مبادی این کثرات رجوع کند. هیدگر با استمداد از روش پدیدار شناختی، مقومات دا را برمی‌شمرد. کوشش برای نشان دادن مناسبات میان دا و لوازمش در مرکز توجه این مقاله قرار گرفته است. دا در فلسفه متقدم هیدگر رراهی از جانب کثرات عالم به مبدأی است که از آن به ترس آگاهی یاد کرده است و دا در فلسفه متأخر هیدگر فارغ از کثرات وجودی در نسبت مستقیم‌تری با وجود، دازاین و دیگر انحاء‌ وجودی را می‌فهمد. عناصر فلسفه هیدگر در دور هرمنیتیکی که واسطه آن دا است به هم می‌پیوندد. با این ملاحظه شاید تعابیر هیدگر متقدم و متأخر در حق این اندیشمند ناصواب باشد.

مقاله پژوهشی

تطبیقی پیرامون قضایای کلی و جزئی در منطق جدید و قدیم

صفحه 31-42

https://doi.org/10.22054/wph.2007.6680

موسی ملایری

چکیده در این مقاله دو مدعای منطق ریاضی، مبنی بر: 1) وجودی بودن همه قضایای جزئیه. 2) شرطی بودن همه قضایای کلیه، نخست مورد بررسی و نقد قرار گرفته، سپس موضع منطق قدیم در این باب مطرح شده است. نتیجه به‌دست آمده آن است که هیچ یک از دو مدعای فوق به صورت موجبه کلیه درست نیست.

مقاله پژوهشی

بررسی انتقادی شأن علین در فلسفه دکارت (نگاهی تطبیقی در مبحث ادراکات)

صفحه 43-56

https://doi.org/10.22054/wph.2007.6681

سیدصدرالدین طاهری

چکیده رنه دکارت بنیانگذار فلسفه جدید غرب در قرن هفدهم میلادی، فلسفه خود را براساس شک دستوری و گذشتن از همه باورهای پیشین خود بنیان نهاد و به تدریج با تکیه بر یک شهود غیرقابل انکار یعنی «می‌اندیشیم» کوشش کرد تا فلسفه‌ای را بنیاد دهد که از آغاز تا انجام خود یقینی باشد. ارزش انقلابی نخستین گام دکارت قابل انکار نیست ولی ممکن است برخی گام‌های بعدی او، به‌ویژه برخی از اصول بنیادین این فلسفه جدید، از جهت روشی و محتوایی در معرض انتقاداتی باشد. در مقاله حاضر سعی شده است اصول اولیه فلسفه دکارت در ارتباط با اصل علیت بازخوانی و ارزیابی شود. این مقاله اختصاص به گام‌های نخستین فلسفه دکارت در باب معرفت قابل اعتماد فلسفی دارد.