دوره و شماره: دوره 2، شماره 6، تابستان 1385، صفحه 7-153 
مقاله پژوهشی

سیاست و حکومت در منظومه فکری صدرالمتأهین

صفحه 7-24

https://doi.org/10.22054/wph.2006.6671

طوبی کرمانی

چکیده برغم وجود مطالب و نظرات وسیع و روشن در نزد حکیمان اسلامی در خصوص سیاست و حکومت و فلسفه سیاسی، از سوی برخی نویسندگان اظهار شده است که در تفکر اسلامی، به‌خصوص مسلک صدرائی، سیاست و فلسفه سیاسی جایگاهی ندارد. آنها معتقدند از آنجا که در اندیشه اسلامی – بخصوص تفکر و فلسفه آمیخته به عرفان صدرائی – دنیا مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته، از این رو در این حکمت نمی‌توان انتظار اندیشه سیاسی داشت؛ چرا که در سیاست اصالت با دنیا و در عرفان اصالت با آخرت است و با مبانی عرفانی، اندیشه و عمل دنیایی نمی‌توان داشت. برای روشن شدن اشکال و نیز اندیشه ملاصدرا در بحث مزبور، ضمن معرفی مجموعه آثاری که ملاصدرا در آنها، به سیاست و حکومت پرداخته و فلسفه وی به خوبی از آن مطالب استخراج می‌شود، مبانی و اصول منظومه فکری ملاصدرا که فلسفه سیاسی وی بر آنها بنا شده است بگونه‌ای مفصل و مستند بیان شده است که از آن جمله جایگاه انسان و دنیا در هستی‌شناسی ملاصدرا و ضرورت حکومت و سیاست برای چنین انسان و دنیایی است و نیز رابطه شریعت و سیاست و ... و بالاخره غایت حکومت در نگاه وی برای انسان خلیفه الله، در این مقاله مورد نظر بوده است.

مقاله پژوهشی

رهیافت‌های بنیادین فلسفی در هوش مصنوعی

صفحه 25-47

https://doi.org/10.22054/wph.2006.6672

محمدرضا طهماسبی

چکیده از اواسط قرن بیستم و به دنبال رشد چشمگیر علوم رایانه‌ای این تصور پدید آمد که می‌توان با ابزارهای فیزیکی و روش‌های مطرح در فیزیک و علوم رایانه‌ای هوش انسانی را به‌طور مصنوعی بازسازی کرد. هنگامی‌که در دهه 1950 میلادی ماشین‌های محاسبه گر کارآیی زیادی از خود نشان دادند، تحقیقات در جهت ساخت ماشین‌های هوشمند آغاز گردید؛ از آن زمان تاکنون با انجام تحقیقات فیزیکی و رایانه‌ای تلاش‌های وسیعی در این جهت صورت گرفته است. پس از گذشت چند سال از آغاز این تحقیقات، اندک اندک امکان یا عدم امکان ساخت هوش مصنوعی به مسئله‌ای تبدیل شد که فیلسوفان را به سوی خود خواند افت و خیزهایی که در زمینه ساخت ماشین‌های هوشمند پدید آمد و نیز بحث‌های فلسفی در این باب، سبب شد تا عقاید مختلفی در خصوص هوش مصنوعی میان فیلسوفان بروز پیدا کند. به‌طور کلی تاکنون دو رهیافت عمده در ساخت هوش مصنوعی توسط دانشمندان به کار گرفته شده است. این دو رهیافت در طول چند دهه‌ای که از تاریخ هوش مصنوعی می‌گذرد پا به پای هم حرکت کرده و هر یک در مراحل افت و خیزهای خاص خود را داشته‌اند. هر یک از این رهیافت‌ها تلقی خاصی از ذهن انسان و نحوه کارکرد آن دارد و با توجه به این دیدگاه تلاش می‌کند تا ماشین را براساس این تلقی از ذهن بشر، بسازد همچنین هر کدام از این رهیافت‌ها به یک دیدگاه فلسفی متمایز از دیگری متکی است که در بنیان آن جای دارد. در واقع هر رهیافتی مسبوق به یک نگاه کلان فلسفی به مقوله معرفت و ذهن انسان است. این دو رهیافت را می‌توان نشانه گرایی و پیوند گرایی نام نهاد. در این نوشته تلاش شده است تا این رهیافت‌ها براساس نگاه فلسفی‌ای که در بن هر کدام نهفته است، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

مقاله پژوهشی

«اعتراضات و پاسخ‌ها»

صفحه 49-51

https://doi.org/10.22054/wph.2006.6673

روح الله عالمی

چکیده دکارت را به حق پدر فلسفه جدید دنیای غرب می‌دانند. اگرچه این فیلسوف کمتر به تألیف کتاب پردخت و آثار محدودی از او به جای ماند اما به دلایل مختلف آن چنان تأثیری در دنیای اندیشه متفکرین مغرب زمین گذاشت که آثار آن هنوز پابرجاست. برخی معتقدند فلسفه دکارت از عمق و گستره ویژه‌ای برخوردار نیست و تنها شرایط اجتماعی و سیاسی باعث شد که تحولی این چنین گسترده به دنبال افکار او پدید آید.