دوره و شماره: دوره 2، شماره 5، بهار 1385، صفحه 7-123 
مقاله پژوهشی

معرفت شناسی ژنتیک (تکوینی) در دیدگاه پیاژه

صفحه 7-22

https://doi.org/10.22054/wph.2006.6668

خسرو باقری

چکیده معرفت شناسی ژنتیک (تکوینی) پیاژه، دست کم تحت تأثیر چهار منبع بوده است: فلسفه کانت، ساخت گرایی ریاضی بورباکی، زیست شناسی، و سیبرنتیک. تأثیر کانت را می‌توان در توسل پیاژه به سوژه معرفتی و طرح‌واره‌های ذهنی پیشینی آن که داده‌های حسی را سازمان می‌دهند ملاحظه نمود. تأثیر ساخت گرایی ریاضی، به نحوی پیاژه را به نادیده گرفتن سوژه فردی و تأکید بر سوژه معرفتی به منزله یک صورت‌بندی انتزاعی کشاند. تأثیر زیست شناسی را می‌توان در مفهوم سازگاری با محیط دشوار، مشتمل بر جذب و انطباق، ریشه یابی کرد. سرانجام، تأثیر سیبرنتیک را می‌توان در تأکید اکید پیاژه بر خود تنظیم کنندگی ملاحظه نمود که منجر به سازمان‌دهی مجدد دانش بر حسب پسخوراند می‌شود. به‌طور کلی، پیاژه، معرفت شناسی ژنتیک را به منزله یک معرفت شناسی علمی در نظر می‌گیرد که با سازو کارهای تحول دانش سر و کار دارد و روش آن، نه تحلیل فلسفی یا تأمل، بلکه تحقیق پذیری تجربی است. هرچند پیاژه به طور اکید از سازگاری به منزله کلیدی برای حل و فصل مسئله رابطه دانش – واقعیت استفاده می‌کند، در عین حال، به مفهوم مطابقت با واقعیت نیز توسل می‌جوید. اما تکیه صرف او به پسخوراندهای منفی مانع از آن می‌شود که او بتواند این مسئله را به نحو مناسبی حل و فصل کند. این در واقع، پاشنه آشیل معرفت شناسی پیاژه است. این از آن‌رو است که پسخوراندها تنها حاکی از (عدم) کفایت ساختارهای دانشی فرد است، نه (عدم) مطابقت آن با واقعیت. این نشان دهنده نیاز معرفت شناسی ژنتیک به دیدگاه واقع گرایی و مفهوم کلیدی آن یعنی مطابقت با واقعیت است. مطابقت را نمی‌توان و نباید به کفایت فروکاست، هرچند که کفایت، از جمله قرائن مطابقت با واقعیت و البته تنها یکی از آنها است.

مقاله پژوهشی

ارزیابی نگرش‌های الهیاتی پسامدرن از منظری فلسفی

صفحه 23-37

https://doi.org/10.22054/wph.2006.6669

حمیدرضا آیت الهی

چکیده با توجه به گسترش اندیشه پسامدرن در تمامی ابعاد زندگی انسان غربی، نگرش‌های الهیاتی پسامدن نیز بروز یافته و اندیشمندان بسیاری را به طرح دیدگاه‌هایی متفاوت نسبت به این نگرش واداشته است. در این مقاله، پس از بررسی خاستگاه اصلی اندیشه پسامدرن در دیدگاه کسانی همچون نیچه، هایدگر و دریدا و کلیدهای اصلی فکر آنها، نگرش‌های مختلف و متنوع الهیات پسامدرن در چهار جریان عمده که متأثر از خاستگاه‌های متفاوت هستند باز نمود و ارائه شده است. این چهار جریان متعلق به تایلور، گریفین، ماریون و الهیات سلبی عرفانی مورد توجه هارت هستند که سایر نگرش‌ها را به نحوی در خود منطوی دارند. سپس با ارزیابی بنیادهای فکری الهیات پسامدرن، خاستگاه غربی و پیشینه مسیحی آن بازنموده شده و در پژوهش نهایی، نسبت این نگرش با الهیات اسلامی بررسی شده است.

مقاله پژوهشی

تفسیری درباره‌ی تصویر کانت از عقل در نقد اول

صفحه 39-55

https://doi.org/10.22054/wph.2006.6670

محمدرضا عبدالله نژاد

چکیده تحلیل مفهوم عقل و ارتباط آن با نظام معرفتی کانت از اهمیت بالایی برخوردار است. به عبارت دیگر، کانت شناخت را به شناختن قوای آن منوط می‌کند و در این میان توجه به معانی عقل و ارتباط آن با قوای دیگر ذهن ضرورت دارد. از نظر کانت، در عین وجود تمایز بین سه قوه (حس، فاهمه و عقل)، توافقی نیز میان آنها وجود دارد و این یک توافق استعلایی است. بنابراین، در این مقاله، توافق استعلایی به گونه‌ای ترسیم می‌گردد که با معانی سه گانه‌ای که از عقل برداشت شده است، متناسب باشد.