1. کشف مضمون آگاهی؛ راه گذار دکارت از آزادی به خود‌آیینی

مصطفی عابدی جیغه؛ محسن باقرزاده مشکی باف؛ محمد اصغری

دوره 16، شماره 61 ، بهار 1399، ، صفحه 64-88

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2020.42079.1721

چکیده
  با توجه به جایگاه محوری «من اندیشنده» در فلسفۀ دکارت این پرسش پیش می‌آید که چگونه «من» به آزادی و خود‌آیینی دست می‌یابد و قانون جهان را با توجه به قانون عقلانی خویش بنا می‌نهد؟ دکارت به این پرسش، از طریق تمایز نهادن ساحت آگاهی از ساحت معرفت‌شناسی پاسخ می‌دهد. او در معرفت‌شناسی که سوژه به شناخت ابژه‌های مستقل اقدام می‌کند، ...  بیشتر

2. قدرت، روح کین‌خواهی، برداشت وجودی و آری‌گویی به زندگی. اهمیت «والا» در فلسفة هنر کانت

رضا ماحوزی

دوره 7، شماره 26 ، تابستان 1390، ، صفحه 53-74

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2011.5823

چکیده
  کانت در تحلیل زیبایی طبیعی و هنری، لذت زیباشناختی ناشی از صورت‌های محض اعیان را به‌مدد بازی آزاد خیال و فاهمه و برمبنای اصل غایتمندی بدونِ غایت تبیین کرده است. بنابه این قاعده، احکام زیباشناختی محصول هارمونی نامتعیّن و خودانگیختة قوای خیال و فاهمه می‌باشند. با این‌حال، کانت در تحلیل امر والا و احساس زیباشناختی حاصل از آن، به هارمونی ...  بیشتر

3. تفاوت فاهمه و عقل نزد کانت

محمد شفیعی

دوره 4، شماره 15 ، پاییز 1387، ، صفحه 137-144

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2008.5757

چکیده
  کانت وجود علم و اخلاق را پیش فرض می‌گیرد و به بررسی حدود و ثغور هر یک می‌پردازد. در این راه او از اصطلاحات «عقل» و «فاهمه» استفاده می‌کند. در این مقاله به تعریف این دو مفهوم نزد کانت، از دیدگاهی که وجه تمایز آنها را آشکارتر کند، پرداخته می‌شود؛ سپس جایگاه این دو قوه در حیطۀ علم بررسی و آنگاه با بررسی مواضع اخلاقی کانت نتیجه ...  بیشتر