دوره و شماره: دوره 1، شماره 3، پاییز 1384، صفحه 7-137 
مقاله پژوهشی

تحلیل دیدگاه غزالی درباره ی تقابل میان منطق و امامت

صفحه 5-19

https://doi.org/10.22054/wph.2005.6694

غلامرضا ذکیانی

چکیده گرچه غزالی سرسختانه با فلسفه به مخالفت پرداخت اما نه تنها مخالف منطق نبود بلکه فراگیری آن را برای اهل علم ضروری می‌دانست. از نظر او یکی از کارکردهای منطق این بود که جایگزین نظریه امامتی شود که توسط باطنیه عرضه شده بود. القسطاس المستقیم بهترین مصداق این رویکرد است. غزالی در این کتاب مختصر دو کار بدیع انجام می‌دهد: استخراج قواعد منطقی از قرآن و طرح تقابل میان منطق و امامت، ما در مقاله حاضر پس از شرح این دو کار به نقد آنها می‌پردازیم. انتقاد اصلی ما این است که قواعد منطق لا بشرط هستند و مورد استفاده همگان قرار می‌گیرند. بنابراین تقابلی میان منطق و امامت وجود ندارد.

مقاله پژوهشی

کواین و موجهات

صفحه 21-41

https://doi.org/10.22054/wph.2005.6695

فرشته نباتی

چکیده کواین، فیلسوف تحلیلی قرن بیستم در طی حدود 20 سال (1961- 1941) مقالاتی در باب منطق موجهات نگاشته و ایراداتی به آن وارد کرده است. سالهاست که این ایرادات مورد بحث جدی منطقیون بوده است و اکثر کسانی که در باب موجهات سخنی گفته‌اند، خود را ملزم دیده‌اند که موضعشان را نسبت به این اشکالات روشن کنند. در این مقاله در پی آنیم که انتقادات کواین را مطرح کرده، راه حل‌های مختلفی که برای حل مشکلات ارائه شده را بررسی کرده و آنها را مورد ارزیابی قرار دهیم.

مقاله پژوهشی

تفکر فلسفی در ایران معاصر

صفحه 43-60

https://doi.org/10.22054/wph.2005.6696

علی اصغر مصلح

چکیده پرسش از تفکر فلسفی در ایران معاصر را باید پر اهمیت تلقی کرد از ذهن و روح ایرانی که در طول تاریخ مأنوس با اندیشه حکمی و فلسفی و منشأ پیدایش نظام‌های بزرگ فلسفی بوده است انتظار می‌رود که در طول دوره تلاقی با عالم مدرن نیز از اندیشیدن باز نایستاده باشد. تحقیق در وضع تفکر فلسفی در ایران دوره جدید علاوه بر اهمیت فی‌نفسه، ما را با فضاهای ذهنی که منشأ ماجراها و حوادث پدید آمده در لایه‌های بیرونی‌تر حیات ایرانیان است نیز آشنا می‌کند. کوشش این مقاله توصیف جریانی است که می‌توان آن را «فلسفه معاصر ایرانی» نامید؛ توصیف نحوه تلاقی ذهن ایرانی با اندیشه‌های مدرن، این جریان هرچند به علت شرایط خاص عالم ایرانی و تحولات شدید و پرتلاطم، به صورت نظام یا نظام‌های فکری مشخصی در نیامده و در چهره فیلسوف یا فیلسوفان خاصی تمثل نیافته، اما جریانی پرنشاط و پرحادثه است که حداقل وجه ممیز عالم ایرانی از عوالم سایر ملت‌ها و حکایت از تاریخ پرتلاطم ایران در دوره جدید است.