علیت در اندیشه ملاصدرا
صفحه 103-114
https://doi.org/10.22054/wph.2013.6134
علی فتح طاهری
چکیده مسأله علیت یکی از مهم ترین مسائل فلسفی است که بدون فهم آن درک جهان هستی ممکن نیست. اساسا هر نوع بحث، سخن و تجربه ای مبتنی بر فهم علیت و پذیرش آن است. مسأله علیت از جهات مختلف مورد توجه قرار گرفته است. فیلسوفان جدید غرب مانند هیوم و کانت این موضوع را از نظرگاه معرفت شناسی و فیلسوفان مسلمان از حیث وجود شناسی مورد بررسی قرار داده اند. ملاصدرا ، فیلسوف بزرگ جهان اسلام، در آثار مختلف خویش به ویژه مهم ترین اثرش، اسفار، با اشاره به صورت های مختلف این موضوع کوشیده است تا معنای حقیقی آن را بیان کند. وی با اثبات اصالت وجود و اعتباری دانستن ماهیت، مدعی است که نمی توان اصل علیت را بر مبنای ماهیت و امکان ماهوی تبیین کرد. صدرا در آغاز علیت را بر اساس وحدت تشکیکی وجود تبیین می کند ولی چون این وحدت به جدایی و تمایز علت و معلول می انجامد، در نهایت با رویکرد عرفانی به این اصل از وحدت تشکیکی به وحدت شخصی وجود روی می آورد؛ و اصل علیت را با رجاع به وحدت وجود عرفانی تبیین می کند زیرا در این نگاه هیچ جایی برای کثرت باقی نمی ماند. با این وصف معلول چیزی جز یک علامت و نشانه نیست و هویتی غیر از مرآت ندارد.
زمان: ابن سینا،ارسطو، دو دیدگاه یا یکی؟
صفحه 89-102
https://doi.org/10.22054/wph.2013.6135
زهره عبد خدایی، حسین کلباسی اشتری
چکیده مبحث زمان از مباحثی است که از قدیم الایام و از فلاسفه ی یونان تا کنون همواره مورد توجه قرار داشته است. معلم اول، ارسطو به طور خاص درباره ی این مبحث در کتاب طبیعیات مطالبی را بیان نموده است. آراء و نظریات ارسطو در آثار شیخ الرئیس بوعلی سینا نیز بازتاب داشته، تا آنجا که سئوالات و مباحث بسیاری پیرامون این مطلب به چشم می خورد که آیا ابوعلی سینا به عنوان شارح ارسطو فقط آراء و نظریات استاد را بازتاب نموده و یا آنکه علاوه بر شرح این آراء، خود نیز نظریاتی بدیع و نو داشته است. هدف این نوشتار، مطالعه پیرامون این دغدغه ها و مباحث می باشد. مقاله به طور اجمال نظریات اندیشمندان مسلمان که براین باورند آراء ابن سینا اساسا با ارسطو تفاوتی نداشته است، را ارائه نموده و سپس به بحث پیرامون نظریاتی می پردازد که براساس آن گفته می شود گرچه ابن سینا به عنوان شارح ارسطو در همان ساختار وچهارچوب مطالب خود را ارائه نموده اما نکات و دقت نظرهای ارزشمند او سبب رجحان و تمایز نظریات او بر ارسطو گردیده است. نوشتار حاضر حداقل دو نمونه از تفاوت های دو فیلسوف را نمایان می سازد. مبحث نخست پیرامون آنکه آیا به راستی زمان مفهومی مشتق از حرکت بوده و تنها راه شناخت زمان از طریق حرکت میسر است؟ و یا آنکه می توان زمان را از دو حیث بررسی نمود؛ از حیثی مشتق از حرکت بوده و از حیثی قائم بالذات می باشد. مبحث دوم آنکه آیا زمان مفهوم متصل است و یا آنکه آنرا می توان از حیثی متصل و از حیثی دارای اجزاء درنظر آورد
ماهیِّّّت هنر در اندیشه فارابی
صفحه 81-88
https://doi.org/10.22054/wph.2013.6136
نادیا مفتونی
چکیده فارابی پیرامون هنردر دو سطح سخن می گوید. هنری که در جامعه محقق می شود، مشتمل بر هنرهای محمود و هنرهای پلید است. البته هنر فاضله و هنری که به دست هنرمند مدینه فاضله تولید می شود، صرفا هنر محمود است. هنر محمود یا هنر فاضله، خیر و سعادت معقول را در قوای خیالی مجسم می کند و در صدد ایجاد اعتدال در عواطف و احساسات است. در حالی که هنر پلید،درست در نقطه مقابل قرار دارد و انفعالات و عواطف را به افراط و تفریط سوق می دهد. از دیدگاه فارابی، جمهور، حقایق و سعادت معقول را از طریق تخیل ادراک می نمایند. همچنین، ایجاد احساس و انفعال در مردم نیز به واسطه خیال صورت می پذیرد. هدف قصوای مدینه فاضله، دستیابی جمهور به سعادت معقول است. از آنجا که مردم بر اساس طبع یا عادت قادر به ادراک معقولات نیستند، سعادت معقول باید از راه قوای خیالی به اذهان ایشان انتقال یابد. هنرمند فاضله می تواند عقلیات را با صور حسی و خیالی تجسمی سازد و از راه خیال، سعادت عقلی را به فهم آنان نزدیک کند.
تأثیر اوضاع سیاسی و اجتماعی یونان قرن پنجم قبل از میلاد بر اندیشة سیاسی افلاطون
صفحه 61-80
https://doi.org/10.22054/wph.2013.6137
محمد اکوان، مجید پیر هادی
چکیده افلاطون نخستین فیلسوفی است که اندیشه های سیاسی خود را در یک نظام سنجیده ی فلسفی بیان می کند. گواه این سخن دو اثر مهم او یعنی جمهوری و قوانین است، که در آنها می توان اندیشه های سیاسی او را دریافت. نوشته های سیاسی او نشانگر آن است که زندگی وی به عنوان فیلسوفی بزرگ، هیچگاه از سیاست و اجتماع دوران خود دور نبوده است. آمیختگی سیاست، متافیزیک، اخلاق و تربیت، در آثار افلاطون نشان می دهد که او در دوره ای پر کشاکش و مهم، در مسائل سیاسی و اجتماعی بوده است. از آنجا که هیچ اندیشه ای بدون گذر کردن از تنگناها و مجراهای تاریخی پدید نمی آید، سعی بر آن است که تاثیرات دوران پر افت و خیز و شکوفای یونان، یعنی قرن پنجم ق م را، بر اندیشه های سیاسی افلاطون بررسی نماییم. چراکه شناخت عوامل تاثیرگذار بر اندیشه ی یک فیلسوف، در فهم پژوهشگر برای یافتن جریان های تاریخی کمک خواهد کرد .
رویکرد تحلیلی به مفهوم بداء در اسلام
صفحه 45-60
https://doi.org/10.22054/wph.2013.6138
جواد طاهری، هدایت علوی تبار
چکیده معنای عقلانی و تحلیلی بداء به عنوان یکی از مهمترین آموزههای شیعۀ امامیه (اثنیعشری) نه تنها بدعتآمیز نیست بلکه با عقل و شرع سازگار است. اهل تسنن در آثار روایی و الهیاتی خود، بداء را بدعت به شمار آورده و آنرا مردود دانستهاند. در مقابل، امامیه بر این باورند که اگر معنای حقیقی این اصطلاح روشن شود (که هدف این نوشتار هم همین است) آنگاه همه مسلمانان منجمله اهل تسنن نیز آنرا خواهند پذیرفت. این مقاله به نحو اجمال آراء صاحبنظران مشهور سنی مذهب پیرامون بداء را بیان میکند و سپس با بهرهگیری از شیوۀ الهیات تحلیلی نظر متألهان شیعی را در باب این مفهوم به نحو مبسوط بیان خواهد داشت. موضوعات مهمی همچون معنای لغوی و اصطلاحی بداء، تفاوت بداء و نسخ، نسبت بداء با علم الهی، به مناسبت، مورد بحث قرار خواهند گرفت. نتیجه آنکه، بداء مفهومی است که با دو منبع مهم استنباط آموزههای اسلامی، یعنی عقل و نقل، هیچگونه منافاتی ندارد؛ از آنجا که این دو منبع در مذهب شیعه و سنی معتبر دانسته شدهاند در بحث حاضر به عنوان معیار ورود خواهند یافت
انسانی شدن یقین در تفکر فلسفی مدرن
صفحه 23-44
https://doi.org/10.22054/wph.2013.6139
قدرت الله قربانی
چکیده اهمیت فلسفه مدرن در آن است که در آن نسبت جدیدی میان انسان و حقیقت تعریف گردید که در نتیجه آن انسان اساس و محور هرگونه حقیقت و یقینی، بالاخص خدا و جهان گردید. حاصل این تغییر جایگاه، وابستگی وجودی و معرفتی این حقایق بر انسانی شد که او خود دارای نقایص گوناگون معرفتی، وجودی، اخلاقی و غیره در ذات خودش است. در نتیجه انسان که در دنیای مادی زندگی می کند تلاش کرد تا واقعیت حقیقت های دیگر چون خدا و موجودات عقلانی جهان را در پرتو عقل محدود و دنیایی خود تفسیر کرده و از آنها برای تمشیت زندگی مادی خود استفاده کندکه پیامد های ناگواری برای او داشت و هنوز نیز دارد. در این مقاله با توجه به مساله فوق ضمن تبیین مولفه های اساسی فلسفه مدرن، چگونگی تغییر نسبت حقیقت و یقین با انسان از منظر فیلسوفان مهم آن چون دکارت، کانت، نیچه و نیز دو فیلسوف معترض به مدرنیته یعنی سارتر و هایدگر مورد بحث قرار گرفته و نتیجه دیدگاههای آنها در این مورد ارزیابی قرار می گیرد
مقدمه ای بر پیکربندی پولیس از کانال دین: جمهور 327 الف - 328 ب
صفحه 15-22
https://doi.org/10.22054/wph.2013.6140
مصطفی یونسی
چکیده به عنوان قاعده، "مقدمه" هر متن یا نسخه معمولا حاوی نکات اساسی و سرنخهائی است که در خطوط و صفحات جلوتر ان متن مورد بررسی قرار میگیرد و حاوی جزئیات بیشتر و مفصلتری خواهند شد. همین گفته در مورد مقدمه همپرسه پولیتیا افلاطون و یا باصطلاح جمهور افلاطون نیز صدق مینماید. گفت و گو ی ذکر شده در باب ساختار و شکلبندی سیاست به زبان و شیوه فلسفی در تمایز از دیگر روشها است. اما این تمام واقعیت نیست زیرا مقدمه متن با یک روایت مذهبی در مورد دینی مدنی و در عین حال خارجی آغاز خواهد شده و به تدریج به فلسفه شهر - دولت یا به عبارتی ساختار کلی ان گسترش مییابد. این مهم ضروری میسازد که نگاه عمیقتری یه این پدیده داشته و سرنخها و نکات پنهان را مورد کاوش قرار دهیم. در این راستا، به نظر می رسد که دو واژه مقدس / غیر مقدس را می تواند برای تمهید چارچوب مفهومی مناسب جهت درک مقدمه بکار گرفت.
