خدا و جهان در نظام فلسفی ارسطو و فارابی
صفحه 9-24
https://doi.org/10.22054/wph.2007.6682
طاهره کمالی زاده
چکیده پرسش بنیادی نزد فیلسوفان پیش از ارسطو این بود که اشیاء چگونه پدید میآیند و این پیدایش چگونه روی میدهد و سرانجام سبب دگرگونی موجودات چیست؟ ارسطو در فیزیک حرکت را بنیاد طبیعت و پدیدههای طبیعی میداند و از آنجا به وجود نخستین محرک نامتحرک منتهی میشود. در متافیزیک نیز با ارائه استدلال جهان شناختی به اثبات وجود خدا میپردازد و به وجود یک جوهر (اوسیای) نامتحرک جاویدان منتهی میشود. اما آنچه مسلم است، این است که محرک نخستین ارسطو، آفریننده جهان نیست زیرا به عقیده او ماده مخلوق نیست بلکه ازلی است. لذا خلقت و چگونگی آن هیچگاه برای ارسطو بهعنوان مسئله مطرح نبوده است. اما فارابی قائل به خلق است، کیفیت خلقت و صدور کثیر از مبدأ واحد بسیط از اهم مسائلی است که برای وی مطرح است. لذا با توجه به نظریه نوافلاطونی فیض و ارائه قرائتی نو و مبتنی بر تمایز متافیزیکی وجود و ماهیت و با تمیز بین قدیم بالذات و بالزمان و قدم عالم نه به معنای مشارکت با خداوند و نه امر جداز از او، به حل مسئله میپردازد فارابی اساس را بر خلقت ابداعی قرار داد. وی با ارائه نظریه عقل توانست هم مسئله خلق کثیر از واحد و نیز حرکت و تغییر را تبیین نموده و هم مسئله خلقت و تکوین را توضیح دهد.
اصول عملی معرفت شناسی
صفحه 25-37
https://doi.org/10.22054/wph.2007.6683
محمدعلی عباسیان
چکیده سنت حاکم بر معرفت شناسی مدعی است که شواهد یا دلایل معرفتی، یعنی شواهد یا دلایلی که باعث میشوند شخص با تکیه بر آنها به اعتقاد به قضیهای صادق رهنمون شود، برای توجیه اعتقاد و تبیین علم قضیهای شخص کافی هستند. اما به نظر این جانب وجود مشکلی ویرانگر در معرفت شناسی، به نام «مشکل گتیه»، حاکی از آن است که ملاحظه شواهد و دلایل معرفتی صرف و تکیه بر آنها، به تنهایی برای توجیه اعتقاد و تبیین علم قضیهای کافی نیست. و همانگونه که ناخودآگاه مورد اذعان معرفت شناسی رایج قرار گرفته است، اصول روانشناختی – جامعه شناختی عمل شناسی نقشی غیرقابل انکار در تقویم و تنظیم رفتار معرفتی فرد به عهده دارند. این بدان معنی است که معرفت شناسی وابسته، و حتی نیازمند، عمل شناسی است.
والای اخلاقی و زیباشناختی کانت
صفحه 39-53
https://doi.org/10.22054/wph.2007.6684
عقیل فولادی
چکیده امر «والا» نه فقط در زیبایی شناسی کانت (نقد قوه حکم) دارای اهمیت فراوان است، بلکه پیشتر در حوزه اخلاق (نقد عقل عملی) است که مورد توجه او قرار میگیرد. با توجه به اهمیتی که این موضوع در فلسفه کانت دارد و تأثیری که بر اخلاف وی گذاشته است، این مقاله سعی دارد تا به بررسی «والا» در حوزه اخلاق و زیبایی شناسی کانت و ارتباط میان آن دو بپردازد. حاصل بحث آنکه رابطه والای زیباشناختی با والای اخلاقی رابطهای متقابل است و والای زیبا شناختی نقش میانجی و واسطه میان محسوس و معقول را ایفا میکند. بدین ترتیب، برتری مطلق والای اخلاقی کانت نه فقط نسبت به والای زیباشناختی، بلکه نسبت به همه چیز، سوای بشریت، ثابت میشود. افزون بر این، در والای اخلاقی نه فقط ما با فقدان صورت مواجه نیستیم، بلکه صورت محض قانون اخلاقی است که شکوه و والایی آن را به ما مینمایاند. بنابراین «والا» ضرورتاً بیصورت نیست.
پیوند معرفت و قدرت در فلسفه سیاسی افلاطون
صفحه 55-75
https://doi.org/10.22054/wph.2007.6685
عبدالرسول حسنی فر، محسن کدیور
چکیده اساسیترین اصل فلسفه سیاسی افلاطون، قرار گرفتن ساختار مدینه فاضله براساس قدرتی است که فقط از طریق معرفت و شناخت حقیقی بهدست میآید. از دیدگاه افلاطون ملاک قدرت در جامعه معرفت است، بهطوری که هرکس در جامعه معرفت بیشتری داشته باشد، شایستگی بیشتری برای کسب قدرت دارد. افلاطون چاره رهایی از بحران و دگرگونی سیاسی را استواری سیاست بر پایه معرفت و خرد میداند، بر این اساس او سیاست سوفسطائیان را بهدلیل مبتنی بودن بر ظن و گمان رد میکند. با توجه به این مبنا بسیاری از ندیشههای سیاسی افلاطون مانند حکومت فیلسوفان، ماهیت طبقاتی مدینه فاضله، ضرورت حاکمیت عقل بر سیاست، اخراج گروهی از شاعران و دیگر هنرمندان تقلیدی از مدینه فاضله و مخالف با حکومت دموکراسی بر پایه معرفت شناسی خاص افلاطون قابل تفسیر و توجیه است. تحلیل فلسفه سیاسی افلاطون بر مبنای فوق ذهن را به این نتیجه وامیدارد که موضع برخی از منتقدین فلسفه سیاسی افلاطون از جمله کارل پوپر، بهدلیل در نظر نگرفتن مبانی معرفت شناسی او، قابل مناقشه است.
بخش ابن عربی از کتاب «وحدت وجود به روایت ابن عربی و مایستر اکهارت»
صفحه 77-88
https://doi.org/10.22054/wph.2007.6686
نصرت الله حکمت
چکیده جرأت و شهامت آقای دکتر کاکائی برای ورود به قلمرو دو اندیشمند، که هر یک به تنهایی اقیانوسی مواج و خروشانند، ستودنی است. این اثر مجموعه بسیار نفیسی از اطلاعات و مطالعات دربارهی ابن عربی است و اگر نقاط ضعف و اشکالاتی در کتاب وجود دارد، که وجود دارد، عمدتاً ناشی از همین نقطه قوت است.
On Defining African Philosophy: History, Challenges, and Perspectives
صفحه 1-14
https://doi.org/10.22054/wph.2007.6963
التینجی ایشیل
چکیده
Possibilities of the Philosophy of History
صفحه 17-33
https://doi.org/10.22054/wph.2007.6964
حسین کلباسی اشتری
چکیده
Red Reason and Green Rights Illuminationist.Anthropology and Human Rights
صفحه 34-47
https://doi.org/10.22054/wph.2007.6965
عباس منوچهری
چکیده
