1. شوپنهاور و گذار از روش استعلایی کانت

حمید طالب زاده

دوره 10، شماره 39 ، پاییز 1393، ، صفحه 9-26

چکیده
  چکیده " کانت" با آگاهی از دشواری‌هایی که معرفت‌شناسی عقلی مذهبان و به دنبال آنها تجربی مذهبان به بار آورد، راه تازه‌ای را در فلسفه پیش گرفت و به جای اینکه از روش به‌دست‌آوردن معرفت یقینی آغاز کند، از امکان معرفت یقینی آغاز کرد. او از تحقیق در روش شناخت یقینی که وجهة همت عقلی مذهبان بود، منصرف شد و در نتیجه، از حدود معرفت‌شناختی فراتر ...  بیشتر

2. نقد شوپنهاور از فلسفة اخلاق کانت

محمدرضا عبداله نژاد

دوره 10، شماره 37 ، بهار 1393، ، صفحه 45-62

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2014.6143

چکیده
  مفهوم «اراده» جزء یکی از مفاهیم کلیدی فلسفة اخلاق "کانت" و "شوپنهاور" محسوب می شود. در نظام اخلاقی کانت، اراده زمانی وجهة اخلاقی پیدا می‌کند  که کاملاً تابع عقل و قوانین ماتقدم و مطلق آن باشد. اما شوپنهاور معتقد است که چون ارادة انسان مقدم بر عقل اوست، بنابراین عقل نمی‌تواند اراده را به انجام کاری وادارد. او به‌جای عقل، انگیزه‌ها ...  بیشتر

3. تفسیر شوپنهاور بر اصل جهت کافی

عبدالله امینی؛ محمد جواد صافیان

دوره 7، شماره 27 ، پاییز 1390، ، صفحه 55-72

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2011.5830

چکیده
  اصل جهت کافی یکی از اصول بسیار مهم فلسفی است. آرتور شوپنهاور فیلسوف مشهور آلمانی، بر این اصل بسیار تأکید کرد و آن را مدخلی برای ورود به نظام فلسفی خویش قرار داد. وی بر آن است تا حدود و شرایط اطلاق این اصل را به نحو دقیق مشخص کند و از کاربرد ناروای آن در ساحت ماورای واقعیت پدیداری بپرهیزد. این اصل در نظام فلسفی وی حاکم بر روابط و نسب میان ...  بیشتر