نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه آموزشی فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران

2 عضو هیئت علمی گروه آموزشی فلسفه، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه تهران

10.22054/wph.2021.58328.1942

چکیده

نظریه عدالت رولز یکی از مشهورترین نظریات در فلسفه سیاسی قرن بیستم است. هابرماس فیلسوف آلمانی معاصر بر این باور است که رولز از عهده توجیه این نظریه بر نمی‌آید. زیرا توجیه این نظریه مبتنی بر مقدماتی است که با سایر دیدگاه‌های رولز قابل جمع نیست. این مقاله با بازخوانی دقیق نظریه عدالت رولز انتقاد هابرماس را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد که انتقاد هابرماس را به دو صورت می‌توان پاسخ داد: پاسخ اول مبنای توجیه را در آنچه که رولز، "عقل عمومی" یک جامعه می‌نامد، جستجو می‌کند. این پاسخ با ظاهر سخن رولز هماهنگی بیشتری دارد، اما هابرماس آن را تقریری زمینه‌گرایانه از رولز می‌داند و آن را نمی‌پذیرد. پاسخ دوم، با تمرکز بر مفهوم "واقعیت های کلی"، در نظریه ی رولز، سعی دارد مبنایی برای توجیه جهان شمول و غیرزمینه گرایانه ی نظریه ی رولز ارائه دهد؛ مبنایی که هابرماس مدعی بود رولز فاقد آن است.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Justifiability of John Rolls's theory of justice, examination of Habermas critique and search for answers based on the role of general facts

نویسندگان [English]

  • marzie forooande 1
  • saeed Zibakalam Mofrad 2
  • Hossein Mesbahian 2

1 philosophy department faculty of literature and humanities university of Tehran

2 Faculty member of Philosophy Department, Faculty of Literature and Humanities, University of Tehran

چکیده [English]

Abstract: John Rawls's theory of justice is one of the most famous views in the political philosophy of the twentieth century. Contemporary German philosopher Yurgen Habermas believes that Rawls cannot justify this theory. Because the justification for this theory is based on some special premises that can not be compatible with other Rawls's essential views. This article examines Habermas's critique by carefully reading Rawls' theory of justice. It seems that Habermas's critique can be answered in two ways: The first answer seeks justification in what Rawls calls the "public reason" of a society. This answer is more in line with Rawls' appearance, but Habermas considers this interpretation of Rawls's theory to be contextualist and does not accept it. The second answer tries to focus on the concept of "general facts" in Rawls's theory, provide a basis for the universal and non-contextual justification of Rawls's theory; the basis that Habermas claimed Rawls lacked.

کلیدواژه‌ها [English]

  • John Rawls
  • Jürgen Habermas
  • theory of justice
  • justification