1. بررسی انتقادی شأن علین در فلسفه دکارت (نگاهی تطبیقی در مبحث ادراکات)

سیدصدرالدین طاهری

دوره 2، شماره 8 ، زمستان 1385، ، صفحه 43-56

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2007.6681

چکیده
  رنه دکارت بنیانگذار فلسفه جدید غرب در قرن هفدهم میلادی، فلسفه خود را براساس شک دستوری و گذشتن از همه باورهای پیشین خود بنیان نهاد و به تدریج با تکیه بر یک شهود غیرقابل انکار یعنی «می‌اندیشیم» کوشش کرد تا فلسفه‌ای را بنیاد دهد که از آغاز تا انجام خود یقینی باشد. ارزش انقلابی نخستین گام دکارت قابل انکار نیست ولی ممکن است برخی گام‌های ...  بیشتر

2. تحلیل دیدگاه غزالی درباره ی تقابل میان منطق و امامت

غلامرضا ذکیانی

دوره 1، شماره 3 ، پاییز 1384، ، صفحه 5-19

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2005.6694

چکیده
  گرچه غزالی سرسختانه با فلسفه به مخالفت پرداخت اما نه تنها مخالف منطق نبود بلکه فراگیری آن را برای اهل علم ضروری می‌دانست. از نظر او یکی از کارکردهای منطق این بود که جایگزین نظریه امامتی شود که توسط باطنیه عرضه شده بود. القسطاس المستقیم بهترین مصداق این رویکرد است. غزالی در این کتاب مختصر دو کار بدیع انجام می‌دهد: استخراج قواعد منطقی ...  بیشتر