علیت در اندیشه ملاصدرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

هیئت علمی دانشگاه امام خمینی

چکیده

مسأله علیت یکی از مهم ترین مسائل فلسفی است که بدون فهم آن درک جهان هستی ممکن نیست. اساسا هر نوع بحث، سخن و تجربه ای مبتنی بر فهم علیت و پذیرش آن است. مسأله علیت از جهات مختلف مورد توجه قرار گرفته است. فیلسوفان جدید غرب مانند هیوم و کانت این موضوع را از نظرگاه معرفت شناسی و فیلسوفان مسلمان از حیث وجود شناسی مورد بررسی قرار داده اند. ملاصدرا ، فیلسوف بزرگ جهان اسلام، در آثار مختلف خویش به ویژه مهم ترین اثرش، اسفار، با اشاره به صورت های مختلف این موضوع کوشیده است تا معنای حقیقی آن را بیان کند. وی با اثبات اصالت وجود و اعتباری دانستن ماهیت، مدعی است که نمی توان اصل علیت را بر مبنای ماهیت و امکان ماهوی تبیین کرد. صدرا در آغاز علیت را بر اساس وحدت تشکیکی وجود تبیین می کند ولی چون این وحدت به جدایی و تمایز علت و معلول می انجامد، در نهایت با رویکرد عرفانی به این اصل از وحدت تشکیکی به وحدت شخصی وجود روی می آورد؛ و اصل علیت را با رجاع به وحدت وجود عرفانی تبیین می کند زیرا در این نگاه هیچ جایی برای کثرت باقی نمی ماند. با این وصف معلول چیزی جز یک علامت و نشانه نیست و هویتی غیر از مرآت ندارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Mullah Sadrā on Causation

نویسنده [English]

  • ali fath taheri
چکیده [English]

The issue of causation is one of the most important philosophical issues, so that without having a good understanding of this concept, it is impossible to understand the world. Any kind of discussion, speaking, and experience, or any human action is based on some kind of understanding of the concept of causation and accepting its reality. The issue of causation can be discussed from various aspects. Modern Western philosophers including Hume and Kant have treated this issue from epistemological point of view. But Muslim philosophers consider it as an ontological one. Mullah Sadrā as a great Muslim philosopher has dealt with this issue and has given its correct meaning with reference to its various forms in his works particularly, in his main book al-Asfār. By proving the principality of existence and mentally-positedness of quiddity, he claimed that it is not possible to explain causation on the basis of quiddity and quiddative possibility. At first, he explained causation on the basis of gradational unity of existence, but since this unity may lead to the separation of cause and effect, he finally by following a mystical approach to this principle, shifted from gradational unity to the individual unity of existence. He explained the principle of causation with reference to the mystical oneness of being, since there is no room for multiplicity. In such an approach, effect will be nothing other than a symbol or sign and has no identity other than a kind of mirror

کلیدواژه‌ها [English]

  • : Mullah Sadrā
  • causation
  • individual unity
  • gradational unity
  • existential poverty
  • copulative being