نشریه حکمت و فلسفه یک نشریه با داوری بسته و دوسو ناشناس و با دسترسی آزاد است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث فلسفه پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت های صورت گرفته در حوزه فلسفه انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیت که یافته های مرتبط با موضوعات مهم فلسفه را گزارش می دهند است.   

به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی-آزاد پایه گذاری شده است.  

 نشریه حکمت و فلسفه  به صورت آنلاین منتشر می شود.

هزینه بررسی اولیه مقاله 5,000,000 ریال و هزینه پذیرش نهایی مقاله 10,000,000 ریال است.

" نشریه حکمت و فلسفه برای شماره پاییز و شماره زمستان 1405 تنها مقالات به زبان انگلیسی را دریافت و مورد بررسی قرار خواهد داد"

نویسندگان گرامی؛

درجهت فرایند بین المللی شدن فصلنامه حکمت و فلسفه،  ارسال چکیده مبسوط انگلیسی مقاله به صورت فرمت زیر الزامی می باشد. 

1- تعداد کلمات  چکیده مبسوط انگلیسی: 1200-700 

2- مقدمه ( بیان کلی از پژوهش انجام شده)

3- پیشینه پژوهش

4- روش تحقیق

5-نتیجه  نهایی 

6- واژه های کلیدی 

ضمنآ نمونه ساختار مورد نظر به پیوست می باشد. 

تفاوت فاهمه و عقل نزد کانت

دوره 4، شماره 15، پاییز 1387، صفحه 137-144

https://doi.org/10.22054/wph.2008.5757

محمد شفیعی

چکیده کانت وجود علم و اخلاق را پیش فرض می‌گیرد و به بررسی حدود و ثغور هر یک می‌پردازد. در این راه او از اصطلاحات «عقل» و «فاهمه» استفاده می‌کند. در این مقاله به تعریف این دو مفهوم نزد کانت، از دیدگاهی که وجه تمایز آنها را آشکارتر کند، پرداخته می‌شود؛ سپس جایگاه این دو قوه در حیطۀ علم بررسی و آنگاه با بررسی مواضع اخلاقی کانت نتیجه گرفته می‌شود که از دیدگاه وی کار ویژۀ عقل در حیطه عمل و اخلاق رخ می‌نماید و عقل محض در ذات خود عملی است.

جبر و اختیار از دیدگاه علامه طباطبائی

دوره 9، شماره 36، زمستان 1392، صفحه 71-82

عبدالله نصری

چکیده بحث جبر و اختیار یکی از مسائل مهم و معضلات فلسفی است. در طول تاریخ، فیلسوفان شرق و غرب در باب آن به تأملات بسیار پرداختند. فیلسوفاناسلامی در لابلای مباحث مربوط به کیفیات نفسانی، اصل علیت و صفات الهی به بحث دربارة این مسأله پرداختند. علامه طباطبائی، هم در آثار فلسفی خود و هم در تفسیر المیزان ابعاد مختلف جبر و اختیار را مورد بررسی و توجه قرار داده است. علامه با فطری دانستن مسألة اختیار در ابتداء نظر مادهگروان در باب جبر در افعال آدمی را نقد کرده، سپس با طرح فرضهای مختلف افعال انسان، اراده و اختیار آدمی را مورد بررسی قرار داده است. علامه بر اساس روش فلسفی خود با تحلیل مفاهیم سهگانة اراده، اختیار و ضرورت، روابط آنها را با یکدیگر با کاوشهای فلسفی خود تجزیهوتحلیل کرده است. بحث از ارادة الهی و رابطة آن با اختیار، از دیگر مباحثی است که مورد توجه و بررسی علامه قرار گرفته است. وی در لابلای بحثهای خود هم به نقد نظریات متکلمان اشعری و معتزلی پرداخته و هم آراء برخی از اصولیین در باب اولویت (در تحلیل اختیار) را نقادی کرده است.

رویکردهای سه‌گانة روش شناختی در مطالعات علوم‌اجتماعی و مقایسة آن با نظریة ادراکات اعتباری علامه‌طباطبائی

دوره 9، شماره 36، زمستان 1392، صفحه 99-118

علی امیدی

چکیده بعضاً برخی مضامین اندیشه‌های فلسفی جدید را می‌توان در آثار فلاسفة بزرگ ایران زمین جستجو کرد. در یک تقسیم‌بندی با مسامحه، مهم‌ترین تحول معرفت‌شناختی انسان را می‌توان به اثبات‌گرا، فرا اثبات‌گرا و تکوین‌گرا تقسیم کرد. فلسفة "علامه‌طباطبائی" هرچند با این سه رویکرد تفاوت اساسی دارد، ولی واجد برخی از مضامین آنها می‌باشد. یکی از نوآوری‌های فلسفة علامه، «نظریة اعتباریات» است که به‌نظر می‌رسد، دارای وجوه تشابه با رویکردهای فرا اثبات‌گرایی و تکوین‌گرایی باشد که این مقاله آن را می‌کاود. جمع‌بندی مقالة حاضر این است که هرچند علامه برای برخی پدیده‌های اجتماعی شأن اعتباری قائل است، ولی معرفت بر این پدیده‌ها را نسبی نمی‌داند و امکان شناخت بی‌طرفانه برای پدیده‌های اجتماعی اعم از عینی و اعتباری قائل است؛ از این‌جهت اندیشة علامه از اندیشه‌های پساتجددگرایی زاویه می‌گیرد.

معرفت شناسی رئالیستی اصول فلسفه و روش رئالیسم و چند دشواری مبنایی در آن

دوره 3، شماره 12، زمستان 1386، صفحه 9-21

https://doi.org/10.22054/wph.2008.5739

مسعود امید

چکیده کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم در عین برخورداری از آشکارگری و سادگی در بیان مواضع معرفت شناختی خود حاوی عمق و غنای قابل توجهی است و از همین رو نیازمند بازخوانی و بازسازی های مستمر در گذر زمان است. در همین راستا، در این مقاله طی بازخوانی این اثر مهم، به پی جویی برخی دعاوی و مبادی دیدگاه مختار این کتاب برآمده و این نتیجه حاصل می شود که آنچه معرفت شناسی رئالیستی، در این کتاب و برخی کتب همسو تحت عنوان جهت داری ذاتی و فطری و لوازم آن از آن گریزان بود به نوعی دیگر و از جانب برخی مبادی و دعاوی مغفول، دامنگیر خود آن شده است. برخی از این عناصر که برای این دیدگاه می تواند دشواری های جدی به بار بیاورد و حتی بدان رنگ غیر رئالیستی بزند عبارتند از: 1. قوای ادراکی 2. ادراک ریاضی 3. وجود خاصیت ذاتی برای ذهن 4. ذهن اصالت ماهیتی. این دشواری ها ناشی از فقدان توجه جدی به مساله زمینه های موثر بر ادراک و ارزیابی معرفت شناختی آنهاست که خود دشواری دیگری را در پی خواهد داشت. این مقاله امیدوار است تا با طرح چنین مبحثی اسباب طرح پرسش و زاویه جدیدی را فراهم آورده باشد.

«هنر» و «حقیقت» در نظریة زیباشناختی آدورنو

دوره 9، شماره 35، پاییز 1392، صفحه 35-60

نوشین شاهنده، حسینعلی نوذری

چکیده باور "آدورنو" به نقش­هایی که هنر می­تواند در بسترهای مختلف زندگی انسان ایفا کند، متفاوت از جزم‌اندیشی­هایی است که فرهنگ و فلسفة سنتی تاکنون آن را بهمثابه کارکردهایی برای هنر در نظر گرفته است. به اعتقاد آدورنو، مهم­ترین کارکرد و نقشی که هنر می­تواند داشته باشد، کارکرد «انتقادی» و نقش «رهایی­بخشی» آن در راستای تحلیل و نقد ساختارهای سلطه و سرکوب است. از همینرو، باور او به نظریة انتقادیِ هنر دربارة جامعه و نقش هنر در تغییر آگاهی اجتماعی به آن چیزی باز می­گردد که وی آن را «محتوای معطوف به حقیقت» هنر و اثر هنری می­نامد. مهم­ترین چالشی که آدورنو را برای این نقد و تفحص برمی­انگیزد، پرسش از رابطۀ «هنر» و «حقیقت» و نیز نقش اجتماعی و کارکرد معرفتی­ای است که هنر می­تواند داشته باشد. در این مقاله، برخی از مهم­ترین و اصلی­ترین ایده­ها و مفاهیم اندیشهورزی آدورنو به‌منظور روشن­تر شدن موضوع «محتوای معطوف به حقیقت هنر»، در کتاب نظریة زیباشناختی وی، مورد بحث قرار می­گیرد. 

فلسفۀ نیچه یا نیچة فیلسوف

دوره 4، شماره 15، پاییز 1387، صفحه 7-23

https://doi.org/10.22054/wph.2008.5751

علی کرباسی زاده

چکیده از دوران باستان تاکنون، فلسفه از سوی فیلسوفان به اشکال و صور گوناگون تعریف شده است. هرچند نیچه نیز – که خود را «فیلسوف» می‌دانست – تعریفی از «فلسفه» ارائه نمود، امّا تعریف و برداشت او از «فلسفه» با سایر تعاریفی که تا زمان او مطرح شده بود، تفاوت بنیادی داشت و برای نخستین بار از زاویه‌ای جدید و نگاهی نو به «فلسفه» نظر انداخت. نیچه با به زیر نقد کشیدن پیش‌فرض‌های اصلی نظام‌های متافیریکی، فلسفه را در ذات و اساس خود، نیست‌انگارانه و دوران آن را پایان‌یافته تلقی کرد. او «فلسفه» را سخن نابهنگام و خلاف عادت می‌دانست و کار خود را عبارت از «فلسفه» و نامی نیز که برای خود برگزید، نه شاعر یا دانشمند یا روان‌شناس، که «فیلسوف» بود. نیچه با تقسیم فیلسوفان به دوگروه قانونگذاران یا فرمانروایان، و مطیعان یا فرمانبران یا به بیانی دیگر، فیلسوفان آفرینندۀ ارزش‌ها و فیلسوفان اهل معرفت یا عاشق حقیقت، فیلسوف راستین و از جمله خودش را از گروه اول یعنی همان فیلسوف نابهنگام دانست و خود را «فیلسوف آینده» و فلسفه‌اش را فلسفه‌ای از آن آیندگان به شمار آورد.

ابر واژگان