استعاره و فلسفه نزد دریدا و ریکور

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

10.22054/wph.2017.8941

چکیده

دریدا در «اسطوره‌شناسی سفید» به نقش استعاره در متون فلسفی و اینکه فلسفه چطور به استعاره پرداخته توجه کرده است. از نظر وی وقتی فیلسوفان استعاره را تعریف می‌کنند، آن را به استعارۀ اسمی فرومی‌کاهند، و این نشان می‌دهد که آن­ها تلاش کرده‌اند تا استعاره را تابع مفهوم سازند؛ اما دریدا تقابل مفهوم به عنوان عنصر فلسفه و استعاره به عنوان عنصر ادبیات را نمی پذیرد، و نشان می دهد که مفهوم و تمام مفاهیم فلسفی خود استعاره هستند و حرکت استعاره حرکت مولد مفاهیم فلسفی است. در واقع، از نظر دریدا قیاس شعری حرکت مولد قیاس منطقی است. ریکور در «استعاره و گفتمان فلسفی» به تندی به نظر دریدا در «اسطوره شناسی سفید» حمله می­کند. از نظر ریکور تمایز میان گفتمان­ها مهم­ترین دستاورد سنت برای ما است و دریدا در اثر خود تمایز مهم میان گفتمان فلسفی و گفتمان شعری را نادیده گرفته است. دستاورد تاریخ برای ما تمایزاتی گفتمانی است که خود ایجاد کرده است و واسازی تقابل‌ها در دریدا به قیمت در هم ریختن گفتمان‌‌های متمایز تمام می‌شود. ریکور به ویژه به تمایز میان قیاس شعری و قیاس منطقی توجه می‌کند و سعی دارد که نشان دهد در آثار ارسطو تمایزی نظام‌مند میان این دو ایجاد شده است و سپس مسائل مطرح در مورد این تمایز را در فلسفۀ مدرسی پی می‌گیرد. ریکور در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تمایزی ظریف در نقطه‌ای که این دو گفتمان بیشترین نزدیکی را با هم دارند، وجود دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Metaphor and Philosophy in Derrida and Ricoeur

چکیده [English]

In “White Mythology”, Derrida deals with the role of metaphors in philosophy, and how philosophy defines metaphor. He believes that when philosophers define metaphor, they reduce it to the nominal metaphor, and this shows that they try to subject it under the concept. This is for Derrida an example of philosophy’s reductionist confrontation with its others. But Derrida deconstruct the distinction between the concept as the element of philosophy and the metaphor as the element of literature. For him, the concept and all philosophical concepts are basically metaphors, and the movement of metaphor is the movement of genesis of philosophical concepts. Riceour in “Metaphor and Philosophical Discourse” criticizes Derrida fiercely, and claims that the distinction between the discourses is what our tradition gave us, and Derrida neglects the important distinction between philosophical discourse and poetic discourse. The so called deconstruction of binary oppositions in Derrida mélanges the distinct discourses. Riceour himself tries to show the origin of the distinction between philosophical and poetic discourses in the work of Aristotle, especially about the concept of analogy. He finally concludes that an excact distinction takes form in the point of closeness of two discourses.

کلیدواژه‌ها [English]

  • "Derrida"
  • "Ricoeur"
  • "Metaphor"
  • "Discour"
افلاطون. (1358). دورۀ آثار افلاطون، ترجمۀ محمد حسن لطفی، تهران: شرکت سهامی انتشارات خوارزمی.

Derrida, J. (1982). “Wight Mythology: Metaphor in the Text of Philosophy” in Margins of Philosophy, translated by Alan Bass, Chicago: The University of Chicago.

Derrida, J. (1985). “Letter to a Japanese Friend. (Prof. Izutsu).” In: Derrida and Differance, ed. Wood & Bernasconi, Warwick: Parousia Press. pp. 1-5.

Derrida, J. (1997). Of Grammatology, translated by G. C. Spivak, Baltimore/United States: John Hopkins University Press.

Ricouer, P. (2004). “Metaphor and Philosophical Discourse” inthe Rule of Metaphor, Translated by Robert Czerny, Taylor & Francis e-Library.pp 303-372.

Aristotle, Metaphysics. (1924). Translated by W. D. Ross, Oxford: Clarendon Press.