مسئله دشوار شعور و ثنوی گرایی ذاتی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه امام صادق

چکیده

استدلال‌های تصورپذیری، تبیینی و معرفت، سه استدلالی هستند که با رویکرد اول شخص به مسئله شعور، نخست شکافی معرفت شناختی و در پی آن شکافی وجود شناختی و در پی آن شکافی وجود شناختی را میان تجربه ذهنی و امور مادی به اثبات می‌رسانند که به تعبیری نادرست عبارت است از نظریان ماده گرایانه در باب شعور و تمایز مسئله دشوار از مسائل آسان آن. استراتژی ماده گرایان در مواجهه با سه استدلال مذکور، غالباً مخالفت با رویکرد اول شخص و تأکید بر رویکرد سوم شخص با توجه به تحقیقات تجربی و علمی است. اما برخلاف دیدگاه ماده گرایان، امکان دست برداشتن از رویکرد اول شخص در باب شعور وجود ندارد. از سوی دیگر تأکید بر رویکرد سوم شخص با عطف توجه به تحقیقات علمی، مشتمل بر رویکردی وظیفه گرایانه در توجیه باورهای ما نسبت به شعور است در حالی که چنین رویکردی به مقوله توجیه، پذیرفتنی نیست. در سنت معرفت شناسی اصلاح شده، زمینه برای تمسک به دیگر منابع معرفتی همچون متون مقدس، جهت تبیین شعور قابل پذیرش است و در چنین نگاهی می‌توان نظریه ثنوی گرایی ذاتی را پذیرفت،‌ با این تذکر که نفس در این نگاه لزوماً به معنای دکارتی آن نیست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Dualistic consciousness and activism inherent dilemma

نویسنده [English]

  • reza akbari
چکیده [English]

Taking the first-person approach to the problem of consciousness, the plan of conceivability, explanatory and knowledge arguments is to show an epistemic gap in the first step and to prove a metaphysical gap in the second between mental and physical. The soundness. of these arguments shows the correctness of Chalmers task who divides the problems of consciousness into easy problems and difficult ones. Objecting the first• person approach to the problem and insisting on the third-person approach, materialism denies the soundness of these arguments. In this approach we should take the scientific researches seriously and desist from our liar intuition as a basis for theorizing mental experience. But from where does this big "should" come? This "should" shows the deontologistic aspect of materialism in the study of consciousness which is wrong in the light of reformed epistemology. If the use of scientific researches is acceptable why not religion? In the light of Islamic, Christian and Judaic sacred texts we can accept a kind of substance dualism despite lack of the exact and complete knowledge of the properties of the soul.

کلیدواژه‌ها [English]

  • consciousness
  • difficult problem
  • reformed epistemology
  • substance dualism
  • epistemic deontologism