رابطۀ میان روح و جسم و نتایج معادشناختی آن در فلسفۀ یاکوب بوهم با توجه به موضع ملاصدرا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 هیئت علمی انشگاه تربیت مدرس

2 دانشجوی دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

اگرچه ملاصدرا و یاکوب بوهم پیرو دو سنت متفاوت هستند و به رغم آنکه یاکوب بوهم پرورش‌یافتۀ حوزه فلسفه نیست، یک تجربه عمیق مشابه منجر شد آنها پایه‌های مفهومی از انسان را بنا کنند که از ابعاد بسیاری به هم شباهت دارد. مسئله رابطۀ میان جسم و روح بشر به ما امکان می‌دهد برخی از این شباهت‌ها را به ویژه با توجه به هدف زندگی دنیوی انسان در پرتو معاد درک کنیم. در هر دو مورد، زندگی دنیوی به انسان امکان می‌دهد جسم اُخروی‌اش را به طور فزاینده‌ای رشد دهد؛ این جسم اُخروی همان چیزی است که پس از مرگ جسم مادی در جهان دیگر به حیات خود ادامه می‌دهد. با این حال، ملاصدرا بر مبنای نظریه‌اش دربارۀ اصالت و وحدت وجود، و نیز تشکیک، مفهومی از رابطۀ میان روح و جسم را مطرح می‌کند که به وحدت ژرف آن دو اشاره دارد؛ وی در ضمن، مفهوم اساسی تصور خلاقانه را معرفی می‌کند، حال آنکه بوهم رابطۀ میان روح و جسم را در چارچوب هستی شناختی خودش در نظر می‌گیرد، که مشخصۀ آن تضاد دائمی اضداد است. با این حال، از منظر هر دوی آنها جسم حائز اهمیت فراوان است، زیرا اگرچه مکان وسوسه‌های دائمی است و می‌تواند موجب سقوط انسان شود، اما در ضمن، گذشته از همه چیز، «مأمنی» است که روحی آسمانی را در خود جای می‌دهد. این «جسم اُخروی» پس از مرگ جسم مادی باقی می‌ماند و به شکل افکار و اعمال زندگی دنیوی فرد می‌شود. این دیدگاه موجب شد این دو فیلسوف به بعد فردی رستاخیز و اهمیت فرد توجه کنند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relation Between Soul And Body and its Eschatological Consequences in Jacob Boehme’s Philosophy With Regard to Mulla Sadra's Position Reza Akbarian

نویسندگان [English]

  • reza akbarian 1
  • amili noigeliz 2
چکیده [English]

Even though Mulla Sadra and Jacob Boehme come from two different traditions and despite the absence of philosophical formation of the latter, a similar visionary experience led them to lay the basis of a conception of man which has many shared aspects. The issue of the relation between his body and soul enables us to seize some of these similarities, especially concerning the aim of man's terrestrial life in light of eschatology. In both cases, terrestrial life enables man to grow progressively his own "body of resurrection" which will remain in the outer world after the death of his material body. However, on the basis of his conception of the principiality and unity of existence as well as its modulated nature, Mulla Sadra presents a conception of the relation of body and soul characterized by a deep unity, and introduces the central notion of creative imagination, whereas Boehme conceives their relation through a frame of his ontology marked by a perpetual opposition of contraries. Nevertheless, both thoughts grant a great importance to body since, although it is the place of perpetual temptation and may induce man’s fall, it is also, and above all, a "temple" in which a celestial body is progressively constituted. This "body of resurrection" will remain after the death of the corporal body, taking the shape of the person's thought and acts during his terrestrial life. Therefore, this vision led both philosophers to account for the personal dimension of resurrection, and the centrality of the individual.

کلیدواژه‌ها [English]

  • body
  • Soul
  • principiality of existence
  • act of being
  • Imagination
  • body of resurrection
  • individuality