آیا واقعی‌گرایی ‌جدید از مصادیق واقعی‌گرایی ‌جانشینی است؟

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

واقعی‌گرایی یک آموزه هستی‌شناسانه ‌است که براساس آن، دامنة اشیاء موجود و دامنة اشیاء واقعی ‌اینهمان است. مطابق با این آموزه، برای حل هر‌ مسئلة فلسفی، نیازی به تعهد وجودی به اشیاء غیرواقعی نداریم. رویکرد لینسکی، زالتا و نلسون یکی ‌از رویکردهای‌ موجود به‌واقعی‌گرایی است که ‌به‌ واقعی‌گرایی ‌جدید معروف شده‌ است. آنها، پیش‌فرض جدیدی در‌ باب اشیاء موجود را مبنای کار خود قرار‌ داده‌اند که براساس آن، یک‌ شی‌ء انضمامی، در حقیقت احتمالاً انضمامی است و یک ‌شی‌ء‌ غیرانضمامی، اگر (بر خلاف عدد 11) انتزاعی نباشد، ‌(مانند فرزند مسیح (ع)) احتمالاًً غیرانضمامی است. آنها به این ‌ترتیب، موفق می‌شوند از طریق فرض وجود اشیاء احتمالاًً‌ غیر‌انضمامی، مدلی با دامنة ثابت و با سورهای غیرجهان- محدود تشکیل‌ دهند که‌ می‌تواند فرمول‌هایی مانند فرمول‌ بارکان، عکس فرمول‌ بارکان، وجود ضروری، و امکان‌های تودرتو را معتبر سازد و تأویل مناسبی از شهودهایی که از فرمول‌ ممکن‌بودگی موجودات غریبه حمایت می‌کنند، ارائه دهند. در عین حال، منتقدانی نظیر کارِن ‌بِنِت معتقدند ‌که در ‌این‌رویکرد، هویات غیرواقعی، به‌عنوان اشیاء واقعی قلمداد شده‌اند، به‌گونه‌ای‌که واقعی‌گرایی‌ جدید، از مصادیق واقعی‌گرایی‌ جانشینی است. ما در این مقاله، سعی کرده‌ایم تا با تشریح رویکرد واقعی‌گرایی ‌جدید و انتقادهای مطرح‌شده بر آن، به توضیح واقعی‌گرایی‌ جانشینی بپردازیم و با اتخاذ موضعی مخالف با موضع کارِن‌ بِنِت، نشان ‌دهیم که‌ واقعی‌گرایی ‌جدید، از مصادیق واقعی‌گرایی ‌جانشینی نیست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

New Actualism; Is the New Actualism a Kind of the Proxy Actualism?

نویسندگان [English]

  • lotfollah nabavi 1
  • mojtaba amir khanluo 2
چکیده [English]

Actualism is an ontological thesis according to which the domain of existent objects and the domain of actual ones are the same. According to this thesis, we do not need to commit to any non-actual objects for solving any philosophical problems. The approach of Bernard Linsky, Edward N. Zalta and Michael Nelson is one of the current approaches to the actualism which is known as “New Actualism”. They offer a new presupposition about existent objects according to which a concrete object is in fact contingently concrete object and a non-concrete object, if not be (unlike the number 11) an abstract one is (like the Masaya’s child) contingently non-concrete object. So, by supposing contingently non-concrete objects, they can present a model with fixed domain and not-world-restricted quantifiers which can validate formulas like Barcan Formula, Conversion of Barcan Formula, Necessary Existence and Iterated Modality and offer a suitable explanation for intuitions which support the formula of Possibility of Aliens. However, some critics like Karen Bennett believe that in this approach, some non-actual entities have enumerated as actual objects and consequently New Actualism is a kind of Proxy Actualism. In this article, by adopting an opponent position to Karen Bennett’s one, we try to describe New Actualism and some criticisms about it and to show that New Actualism is not a kind of Proxy Actualism.

کلیدواژه‌ها [English]

  • New Actualism
  • Proxy Actualism
  • Semantics
  • Linsky
  • Zalta and Nelson
  • Karen Bennett
  • Barcan
  • Conversion of Barcan
  • Necessary existence
  • Possibility of Aliens
  • Iterated Modality