درآمدی بر فلسفۀ منطق ارسطو

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

10.22054/wph.2008.5753

چکیده

فلسفۀ ‌منطق علمی پسینی است و دربارۀ مبانی فلسفی منطق از سویی، و مسائل فلسفی ناشی از مباحث منطقی از سوی دیگر بررسی می‌کند. فلسفۀ منطق ارسطو تاکنون تدوین نشده است؛ اما برای تطبیق دو منطق قدیم و جدید لازم است مبانی فلسفی منطق ارسطو را استخراج کنیم، زیرا ممکن است با مشاهدۀ پاره‌ای اختلافات یا اشتراکات ظاهری به وجود وحدت یا تضاد میان آنها حکم کنیم. برای استخراج این مبانی فلسفی باید افزون بر آثار پیروان ارسطو به تألیفات خود وی نیز مستقیماً مراجعه کنیم تا هم سهم دقیق استاد و شاگردان در فرایند رشد منطق ارسطویی معلوم شود و هم آراء پیروان، به‌ویژه آنجا که از اندیشه‌های استاد فاصله گرفته-اند، با آراء خود ارسطو خلط نشود. شاید مهم‌ترین تحولی که در منطق ارسطو توسط دانشمندان مسلمان رخ داده، تألیف کتاب اشارات و پیدایش منطق دوبخشی است. فرضیۀ نگارنده این است که این تحول تنها به بخش-بندی صوری منطق مربوط نمی‌شود، بلکه ناشی از تحولات بنیادینی است که از نگرش به منطق سرچشمه می‌گیرد. سرآغاز این تحولات به تألیف کتاب ایساغوجی (کلی‌محور) و افزوده شدن آن به مجموعۀ ارغنون برمی‌گردد که بالاخره به حذف شدن مقولات (جزئی‌محور) و صوری شدن قیاس ارسطویی انجامید. اثبات چنین فرضیه‌ای مستلزم شناخت دقیق منطق ارسطو است. در این مقاله ضمن اشاره به دو رسالۀ مقولات و ایساغوجی، به چند مورد مهم و بی‌لاحقه در تحلیل اول چون مثال نقض، تقدم اشکال بر قیاس، و شکل چهارم پرداخته‌ایم.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

An Introduction to Aristotle's Philosophy of Logic

چکیده [English]

The philosophy of logic is a posterior science, which examines the philosophical principles of logic as well as the matters derived from the logical debates. Aristotle's philosophy of logic has not been collected yet, but we need to do it due to comparing the ancient logic with the modern interpretations. For gathering these philosophical principles we have to refer to Aristotle's own works directly. Perhaps the most important transition which was occurred in Aristotelian logic was formed by the Muslim scientists like as Ibn-Sina and his remarkable work al-Isharat wa-'l-tanbihat (Remarks and Admonitions). The writer of this paper believes that the so-called transformation not only happened in the formal division of logic by the Muslim philosophers, but they had an essential and profound viewpoint to logic too. We can find the origin of these progressions in the work of the Neoplatonist Porphyry, known as the Isagoge (Introduction), which was appended to the beginning of the Organon series as an introduction to the study of the Categories; however it finally removed categories and made the syllogisms formal. Demonstrating such a theory requires knowing Aristotle's logic exactly. The present paper deals with the Prior Analytics, which contains the theory of syllogism as well.

کلیدواژه‌ها [English]

  • categories
  • primary substance
  • Porphyry
  • the five universals
  • counter example
  • terms