مجعولیت وجود و ملاک آن از نگاه ملاصدرا و مقایسۀ آن با دیدگاه کانت

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

چکیده

پذیرش و اثبات اصالت وجود، مستلزم پذیرش مجعولیت وجود است. به همین جهت، اصالت وجود با مجعولیت آن در تلازم است؛ هرچند این دو مسئله تفاوت­هایی دارند. مطابق مبانی حکمت متعالیه، ملاک مجعولیت وجود بر پایۀ رابط بودن آن تعیین
می­شود. رابط بودن وجود به معنای «وابستگی صرف به غیر» است. آنچه به علت خود تعلق محض دارد، مجعول واقعی آن نیز به شمار می­رود. در مکتب صدرایی، وجود رابط به این معنا جایگاه متفاوتی با وجود رابط در قضایا دارد. اما در اندیشۀ کانت، به رابط بودن وجود در قضیۀ حملیۀ حصر توجه شده است. وی به قصد نقادی برهان وجودی آنسلم، بر این باور است که وجود در قضیه، هیچ افزایشی در مفهوم موضوع ایجاد
نمی­کند؛ بلکه تنها نقش رابط را دارد. ملاک محمولیت در قضیه، فزون بخشی است که در وجود رابط دیده نمی­شود. این وجود رابط که به کلام صدرالمتألهین شباهت دارد، غیر از آن چیزی است که ملاک مجعولیت در حکمت متعالیه تحقیق شده است. ملاصدرا به نوع دیگری از وجود رابط پرده بر می­دارد که از تحلیل اصل علیت به دست­آورده است و بر اساس آن تمام ممکن­ها را عین ربط به ذات حق می­داند. ایشان در حوزۀ قضایا، علاوه بر قضیۀ مرکبه، هلیۀ بسیطه را نیز می­پذیرد که محمول آن وجود است. کانت این دسته از قضایا را بی معنا می­داند و گزارۀ «خدا وجود دارد» را ترکیبی و تحلیلی نمی­شناسد،  اما ملاصدرا آن را مفاد ثبوت الشیء قرار می­دهد به گونه­ای که اگر افزایشی در موضوع ایجاد نمی­کند، به دلیل ماهیت نداشتن ذات حق و اصیل بودن وجود است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Made of being & it's criterion in mulla sadra's viewpoint & critique of Kant's theory

نویسندگان [English]

  • abdolali shokr 1
  • sedighe mirzaee 2
چکیده [English]

Acceptance and affirmation of principality of existence, requires the acceptance of existence being made. Therefore, principality of existence is in cohesion with it's made; although there are some differences between the two subjects. On the basis of Transcendental Wisdom, criterion of being made is determined based on copulative existence. Copulative existence means total dependence on other. What is absolutely dependent on the cause, it is a real made of it. In Sadra's school, there are differences between the meaning of copulative existence and copulative existence in the proposition one, something that has been neglected in Kant thought. As critique to Anselm's ontological argument, Kant believes that the existence does not cause any increase in the subject, but it is only copulative existence. Criterion of being predicative is increase in subject. This expression is different of something research in transcendentalism; because Kant refers only to the copulative existence in proposition. But Mulla Sadra refers to another kind of copulative existence which obtained from the analysis of the principle of causality. According to this view, all possibilities will be absolutely related to God. He divided the propositions into composition whetherness and simple whetherness. Predicate in the second one, is existence. Kant says that these kinds of propositions are meaningless. He believes that proposition 'God exists' is not synthetic and not analytic. But Mulla Sadra says that proposition 'God exists' means: the affirmation of the self-identity of a thing. So, in simple whetherness proposition, predicative existence does not increase in subject, because of the quiddity being mentally-posited and fundamental reality of existence.

کلیدواژه‌ها [English]

  • making
  • copulative existence
  • principality of existence
  • Mulla Sadra
  • Kant