فلسفه
مسعود غفاری
چکیده
هدف این مقاله تحلیل آزمون مری و از این راه، بازتعریف رابطهی دوگانهانگاری با فیزیکالیسم است. آزمون مری یکی از مشهورترین آزمونهای فکری است که در دفاع از برهان معرفتی و بهطورکلی دوگانهانگاری در فلسفۀ ذهن مطرح شده است. برهان معرفتی به مجموعه استدلالها و آزمونهای ذهنی گفته میشود که دوگانهانگارها در وجود نوع دیگری از ...
بیشتر
هدف این مقاله تحلیل آزمون مری و از این راه، بازتعریف رابطهی دوگانهانگاری با فیزیکالیسم است. آزمون مری یکی از مشهورترین آزمونهای فکری است که در دفاع از برهان معرفتی و بهطورکلی دوگانهانگاری در فلسفۀ ذهن مطرح شده است. برهان معرفتی به مجموعه استدلالها و آزمونهای ذهنی گفته میشود که دوگانهانگارها در وجود نوع دیگری از معرفت به جز معرفت فیزیکی اقامه کردهاند که اصطلاحاً به آن معرفت پدیداری میگویند. علیرغم نام این برهان، دامنهی آن درنهایت به معرفت ختم نمیشود. قائلین به دوگانهانگاری تفاوت در معرفت را ناشی از تفاوت وجودی امر پدیداری با امر فیزیکی میدانند. فرض ابتدایی ما این است که آزمون مری صحیح است. سپس میپرسیم چه شرایطی باید فراهم باشد تا آزمون به همان شکلی پیش رود که دوگانهانگارها روایت کردهاند. استدلال خواهیم کرد که شرط لازم برای صحت آزمون این است که معرفت پدیداری نسبتی با معرفت فیزیکی داشته باشد. سپس با کمک نظریۀ مجموعهها تلاش میکنیم مختصات صوری نسبت میان امر پدیداری و امر فیزیکی را ترسیم کنیم. نتیجهای که حاصل میشود این است که نسبت مذکور باید از نوع نسبت همارزی باشد. در آخر تبعات فلسفی همارزی میان امر پدیداری و امر فیزیکی را بررسی میکنیم و شرایطی را که هریک از این دو رویکرد باید پذیرا شوند بررسی میکنیم.
فلسفه
علی نیک زاد؛ قاسم پورحسن
چکیده
طبق نظریۀ عدمیانگاری شر، شر فقدان امری است که شیء برحسب نوع خود باید بهطور طبیعی از آن برخوردار باشد. این تعریف از فقدان متعلق به ارسطو است، اما خود ارسطو شر را هرگز بهطور صریح با فقدان یکسان نشمرده است. ارسطو در کتاب مقولات بهروشنی عنوان کرده که شر متضاد با خیر است. این در حالی است که طبق نظریۀ عدمیانگاری شر، خیر و شر رابطۀ عدم ...
بیشتر
طبق نظریۀ عدمیانگاری شر، شر فقدان امری است که شیء برحسب نوع خود باید بهطور طبیعی از آن برخوردار باشد. این تعریف از فقدان متعلق به ارسطو است، اما خود ارسطو شر را هرگز بهطور صریح با فقدان یکسان نشمرده است. ارسطو در کتاب مقولات بهروشنی عنوان کرده که شر متضاد با خیر است. این در حالی است که طبق نظریۀ عدمیانگاری شر، خیر و شر رابطۀ عدم و ملکه دارند و شر فقدان خیر است. از سوی دیگر، به نظر میرسد که قطعاتی از کتاب مابعدالطبیعۀ ارسطو نظریۀ عدمیانگاری شر را تأیید میکنند. در این مقاله، به شواهد موافق و مخالف برای عدمیانگاری شر در ارسطو پرداخته خواهد شد. استدلال میشود که (1) به قطعات مؤید عدمیانگاری شر در مابعدالطبیعه، باید در پرتوی رابطۀ پیچیدۀ تقابل تضاد با تقابل عدم و ملکه در ارسطو نگاه کرد، و (2) مؤیدات رهیافت وجودی ارسطو به شر محدود به کتاب مقولات نیست.