تعیّن مابعدالطبیعی دازاین نزد هایدگر

سید مسعود زمانی

دوره 14، شماره 55 ، مهر 1397، ، صفحه 99-124

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2018.9364

چکیده
  دازاین بنا بر تلقی رایج، عنوان فلسفی هایدگر است بر مفهوم کلی انسان؛ یعنی انسان مِن حیث هُو انسان. ولی بررسی دقیق‌تر آثار وی در سال‌های نزدیک به وجود و زمان نشان می‌دهد که او در حقیقت، نوع خاصی از انسان را در نظر دارد. از این ‌رو، هایدگر از راه‌های مختلفی می‌کوشد تعینات و تشخصات وجودی دازاین را روشن کند. یکی از راه‌های او، بررسی تشخصی ...  بیشتر

فارابی، الحروف و فراهست‎شناسی

احمد عسگری؛ سینا سالاری خرم

دوره 13، شماره 49 ، فروردین 1396، ، صفحه 43-64

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2017.7618

چکیده
  فارغ از باب دوم کتاب‌الحروف که به سیر تکوین زبان و صنایع قیاسی می‎پردازد، دو باب اول و سوم عمدتا به توضیح در خصوص معانی حروف فلسفی اختصاص یافته است. به نظر می‎رسد این ساختار اتفاقی نبوده و حکایت از برنامه فراهست‎شناختی الحروف دارد. ابتدا با طرح مسئله‎ای فراهست‎شناسانه در خصوص نسبت میان جهان، تمثل جهان و زبان، نشان می‎دهیم ...  بیشتر

تکون مابعدالطبیعه: بررسی سه رهیافت هایدگر به مابعدالطبیعه در دورة چرخش

رضا دهقانی؛ حسین کلباسی اشتر

دوره 7، شماره 27 ، مهر 1390، ، صفحه 87-102

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2011.5832

چکیده
  یکی از درون‌مایه‌های اصلی اندیشة هایدگر بررسی تکون مابعدالطبیعه است که در راستای پرسش بنیادین در دورة موسوم به «چرخش»، از اهمیت محوری برخوردار می‌شود. در این مقاله به سه رهیافت هایدگر در باب تکون مابعدالطبیعه در این دوره خواهیم پرداخت. هایدگر این سه رهیافت را در سه کتاب مختلف تحت عنوان «کانت و مسئلة مابعدالطبیعه»، «مابعدالطبیعه ...  بیشتر

تحلیلی بر ضرورت تعامل میان مابعدالطبیعه و علوم

علی مرادخانی

دوره 5، شماره 18 ، تیر 1388، ، صفحه 121-132

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2009.6114

چکیده
  این مقاله تأملی است در باب تعامل میان مابعدالطبیعه و علوم که نمونهای از آن در عصر پیشمدرن، در نظام ارسطو تحقق یافت. با این حال، این تعامل به تدریج با ظهور انقلاب علمی، به ویژه علم کلاسیک، در قرن هفده و هجده، در عصر مدرن تضعیف شد. در قرن نوزده، پیدایش پوزیتیویسم موجب شد تا مابعدالطبیعه معناداری خود را از دست بدهد و بیرون از حوزه شناخت ...  بیشتر

روش‌شناسی حکمت اشراق*

محمدعلی دیباجی

دوره 4، شماره 16 ، دی 1387، ، صفحه 115-132

http://dx.doi.org/10.22054/wph.2009.5764

چکیده
  یکی از مسائلی که جزء بنیادین حکمت محسوب می‌شود چگونگی فهمِ مابعدالطبیعه است. مسئله این است که چگونه و با چه وسیله‌ای می‌توان به فهم مابعد‌الطبیعه نائل شد؟ ارسطو و فیلسوفان مشائی روش برهانی و عقل را راه‌ حل مسئله‌ می‌دانند. اما سهروردی در کنار برهان، از کشف و تأله سخن به میان می‌آورد و از همین جا روش‌شناسی او متفاوت از روش‌شناسی ...  بیشتر