تئوری خطا در فلسفه اخلاق؛ تبیین و نقد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

هیئت علمی دانشگاه اصفهان

چکیده

رویکرد تئوری خطا را ابتدا جی ال مکی در اخلاق مطرح کرد و سپس کسانی چون ریچارد جویس با گونه ای اصلاح و تعدیل از آن حمایت نمودند. در اهمیت این تئوری همین بس که برخی از صاحب نظران موج جدید واقع گرایی که از دهه های اخر قرن بیستم شروع شده را واکنشی به این تئوری و تلاشی برای خروج از تنگناهایی می دانند که مکی برای ابژکتیویست ها در اخلاق ایجاد کرده است. در یک جمله طرفداران تئوری خطا بر آنند که گزاره های اخلاقی گو اینکه توصیف گرند و از واقع حکایت دارند با این همه همواره کاذب اند چون خاصه هایی که این گزاره ها بر ان دلالت دارد در خارج موجود نیست. این تئوری دارای دو حیث ایجابی و سلبی است. جنبه سلبی آن به وجود شناسی یا ما بعد الطبیعه اخلاق مربوط می شود. از این جنبه حامیان تئوری خطا همچون دیگر کسانی که به واقع گرایی اعتقادی ندارند وجود حقایق اخلاقی را نفی می کنند. جنبه ایجابی جنبه سمنتیکی و زبان شناختی آن است و می گوید مفاهیم اخلاقی دال بر امور واقعی خارجی است و جملات اخلاقی حکایت گرند و کاربران نیز زبان اخلاق را به این قصد به کار می برند. لذا این تئوری در چالش میان واقع گرایی و نا واقع گرایی موضعی میانه بر می گزیند از یک سو همچون واقع گرایان ارزش صدق جملات اخلاقی را می پذیرد اما از دیگر سو در طرد و نفی واقعیات ابژکتیو اخلاقی با ناواقع گرایی اخلاقی همراه و هم رای است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Critical Investigation into Moral Error Theory

نویسنده [English]

  • gholamhoseyn tavakoli
چکیده [English]

Moral Error Theory was formulated by J. L. Mackie and later modified and supported by other scholars, including Richard Joyce. The theory has been so influential that some authorities consider new realism of late 20th century a response to Moral Error Theory and an attempt to resolve the dilemmas Mackie created for the moral objectivists. In other words, followers of this theory believe that all moral propositions, while descriptive of truth, are false, for the truth they refer to does not exist in the outside world. It has both positive and negative aspects. Its negative aspect is related To ontology or moral metaphysics. In this regard, the supporters of Moral Error Theory reject the existence of moral facts. Its positive aspect is, in fact, its semantic and linguistic aspect; the moral facts are said to refer to real affairs, moral sentences are descriptive, and the language of morals is used to serve this purpose. Caught between Realism and Non-Realism, Moral Error Theory, thus, takes the middle stance; it accepts the value of moral sentences in the same way as Realists do. On the other side, it rejects objective moral facts in the same manner as Moral Non-Realism does.

کلیدواژه‌ها [English]

  • ErrorTheory
  • Realism
  • Cognitivism
  • descriptivetheories
  • Moral Emotivism
  • ontological surprise
  • epistemological surprise