@article { author = {arab, mahin}, title = {Considering and Criticizing of Methodology in Descartes’ Philosophy and Popper’s Thoughts}, journal = {Wisdom And Philosophy}, volume = {5}, number = {20}, pages = {53-74}, year = {2009}, publisher = {Allameh Tabataba’i University}, issn = {1735-3238}, eissn = {2476-6038}, doi = {10.22054/wph.2010.5782}, abstract = {In modernity era, philosophical thoughts certainly have crucial influences on the growth and development of culture and civilization of western world. Among those philosophers who have theoretical viewpoints and opinions, and furthermore have introduced efficient methods in studying natural and human phenomena have more affection on interiorizing and making applicable philosophical thoughts in scientific, technological and cultural development of west. In this paper, two methodologies are discussed one of which is introduced in the beginning of modernity by leading French philosopher, Rene Descartes as a general and useful method for all kinds of sciences and the other one is introduced in heyday of modernity by famous Austrian philosopher, Karl Popper as a beneficial method for studying social phenomena. Evidently, each one of these methods is relying on particular principles and is derived from special ideological and historical backgrounds. They have also advantages and deficiencies which make them apt to be criticized. In this issue, the moot points above are reviewed and at the end, common aspects of both methods are considered briefly.}, keywords = {Rene Descartes,Karl Popper,methodology,Rationality Principle,Situational Logic}, title_fa = {نقد و بررسی روش‌شناسی در فلسفه دکارت و آراء پوپر}, abstract_fa = {قطعا تفکرات فلسفی در دوران مدرنیته در رشد و توسعه فرهنگ و تمدن مغرب زمین نقشی اساسی به عهده داشته است. در این میان، آن گروه از فلاسفه که علاوه بر ارائه آراء صرفاً نظری، در صدد پیشنهاد روشی کارآمد در مطالعه پدیده‌های طبیعی و انسانی بوده‌اند، تاثیر بیش‌تری در نهادینه کردن و کاربردی کردن تفکرات فلسفی در رشد علمی، تکنولوژیکی و فرهنگی غرب داشته‌اند. در مجال این مقاله بر آن شدیم که از میان این گروه، به نقد و بررسی دو نمونه روش‌شناسی بپردازیم که یکی توسط فیلسوف برجسته فرانسوی، رنه دکارت در سرآغاز دوران مدرنیته به عنوان روشی عمومی و کارآمد در همه اقسام مطالعات علمی طرح شد و دیگری به وسیله فیلسوف شهیر اتریشی، کارل پوپر، در دوران اوج مدرنیته در قالب روشی سودمند در مطالعات پدیده‌های اجتماعی ارائه شده است. بدیهی است که هریک از این دو روش برآمده از شرایط فکری و زمینه‌های تاریخی‌ای خاص و متکی بر قواعد ویژه‌ای است. از طرف دیگر، هر دو روش واجد نقاط قوت و ضعفی هستند و همین نکته امکان نقد آنها را فراهم می‌سازد. در این مقاله به اجمال به مسائل فوق پرداخته شده است و در انتها به وجوه مشترک و اختلافات این دو روش نیز اشاره‌ای کوتاه گردیده است.}, keywords_fa = {رنه دکارت,کارل پوپر,روش‌شناسی,اصل عقلانیت,منطق موقعیت}, url = {https://wph.atu.ac.ir/article_5782.html}, eprint = {https://wph.atu.ac.ir/article_5782_8ff0ec9058b34e82097f395fb077c046.pdf} }